جواب
معاملهء روحانى مقارن بمكالمهء جسمانى ، اعنى نتايج ارقام مشك فام و نوافج اقلام غزال اندام كه از تحرير غاليه بيز و تسطير عنبرآميز منشيان ديوان عاليحضرت سلطنت مآب حكومت نصاب افتخار ملوك عجم ، اختيار سلاطين امم ، فارس ميدان فارس و توران و خديو خديوان جهان ، شير بيشهء دلاورى و شاهين اوج داورى ، شهريار جوان بخت و سزاوار تاج و تخت ، المؤيد من عند اللّه ، منصور شاه ، ايده اللّه بالدولة الابدية و ادامه - بالسعادة السرمديه ، از دست مرتضاى اعظم سيد شمس الدين ، اوصله اللّه اليكم بالخير ، كه خردمند كاردان و سخن آفرين و شيرين زبان است ، در شريفترين اوقات و لطيفترين ساعات بمجلس سامى و محفل گرامى در رسيد - گفتم رسيد نامهء بهجت فزاى دوست .
بعد از مطالعه و تلطف و مخاطبه ، برسم اتحاد و يك جهتى و قاعدهء و داد و دوستى ، مضمون اخلاص مشحونش را من اوله الى آخره معلوم كرده ، دانستيم كه آن محرك سلسلهء فتنه و فساد و مهيج آتش بغى و عناد ، شقى از رحمت الهى دور و پليد از طريق خيرخواهى مهجوز ، تيمور مقهور ، لعنه اللّه و دمره ، بعد از استيلا به آن حدود ، دودمان چندين سلاطين را نابود ساخته و بىدرنگ چون خرلنگ خود را بسبزهزار شيراز رسانيده و بعربدهء حمارى و بزشتى و مردارى آن سرزمين را بشهسواران عرصهء داورى تنگ ساخته ، طلب امداد ازين مخلص كثير الاعتقاد فرموده ، تحريض و ترغيبى از حد فزون و مبالغهاى از قياس بيرون نمودهاند .
اگر فرصت ما دهد روزگار * برآريم از آن لنگ باغى دمار
حق عليم و علام است كه از محل طغيان آن بدسرشت نادان و استماع ظلم و تعدى