سواد مكتوبى كه امير تيمور گوركان به حضرت سيادت و سلطنت پناه على كيا حاكم گيلان طاب ثراه نوشته بتاريخ سنهء ثمان و ثمانين و سبعمائه . « 1 »
مير سيد على از سلسلهء كاركيا از حكام محلى گيلان است كه شرح زندگانى و انساب آنان در مجالس المؤمنين بتفصيل آمده و كاركيا على از اعقاب همين خاندان بود كه اسمعيل بن حيدر صفوى اكه بعدها نام شاه اسمعيل يافت ، در هنگام فرار از دست سلطان رستم آققويونلو ، مدتى در رشت پذيرائى كرد و سپس تا آنجا كه توانست در تهيهء افراد و سپاهى و كمك مالى باسمعيل ميرزا كمك كرد و او را روانهء اردبيل نمود .
در اين نامه تيمور ذكرى از امير پير ولى نموده و بايد دانست كه پير ولى بيسور از اميران درگاه طغا تيمور خان بود و پس از قتل اين امير كه آخرين سلطان مغول در ايران بود ، قدرتى يافت و استراباد را تصرف كرد و لقمان پسر طغا تيمور را فرارى داد . اما سرانجام با يورش تيمور مصادف شد ( 786 ه ) و پس از زور آزمائى با او گريخت و بعد از چند سال جنگ و گريز ، بالاخره در اردبيل دستگير شده بقتل رسيد ( 788 ه ) ( رجوع شود خصوصا بظفر نامهء شرف الدين على يزدى و ساير تواريخ عمومى مربوط به تيمور و مجالس المؤمنين و تاريخ ملوك خانيه گيلان چاپ درن
Dorn
)
و على القلوب من القلوب دلائل * بالود قبل تمازج الاشباح
سلسلهء موالات و علاقهء مصافات سادات كه از درر مخزونه و لآلى مكنونهء ضمائر منيرهء اهل اسلام بموجب آيهء
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 2 »
»
تواند بود ، چون صيت مكارم اخلاق و محاسن شيم مرتضاى اعظم و مجتباى اكرم خلف اماجد اشراف ، شرف آل عبد مناف ، المختص باعلام العلم و الكرامة ، المستقل
هامش
( 1 ) - اين نامه ، بدون ذكر مأخذ ، در مجلهء ارمغان سال 14 صفحهء 512 - 511 چاپ شده و مقابلهء اين دو متن ما را در تصحيح آن بسيار كمك كرد . در ارمغان ، عنوان نامه چنين آمده : « خطاب امير تيمور گوركانى نزد سيادت پناه مير سيد على كيا پادشاه مازندران »
( 2 ) - سورهء زمر 23 .