آن گروه بىامان ، بكافهء مسلمانان و عامهء متوطنان عراق و آذربايجان ، يك لحظه و يك لمحه روى آسايش نديده و خواب فراغت نكرده دايم الاوقات بتدبير مدافعهء آن كوشيده ، اصلا و قطعا تغافل نمىورزد و نخواهد ورزيد و چون غفلت نمايد كه حاكمين آذربايجان و بغداد ، قدوتى السلاطين و الأكابر قرايوسف و احمد جلاير ، از شر شرير مزبور گريزان شده ، بكنف حمايت ما التجا آورده و با لشكر منصور تا حدود ديار بكر رفته ، روز و شب بقتال مشغولند و ما نيز درين اثنا كه مشغول بتسخير قسطنطنيهء عظمى بوديم و نزديك بود كه گلهاى فتح شكفته و دماغ اسلاميان از آن معطر گردد ، بشومى باغى مزبور و لنگ مقهور با كفار آن ديار مصالحه كرده ، عزيمت همايون بصوب قتال آن ملعون كه از غزاى اكبر اصوب است منعطف داشتهايم .
اميدوارم كه حق سبحانه و تعالى آنچه خيرست ميسر و مقدر گرداناد .
« اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
« 1 »
»
. مأمول است كه تا دفع آن ملعون ، خود را در قلل جبال محصون ساخته و به حضرت خلاق بيچون توكل كرده تا فرصت خوب دست بدهد از كمين بيرون نيايند و هميشه از گوشه و كنار دفع اشرار را غنيمت دانسته ، دقيقهاى فرو گذاشت نكنند و از خرمن
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
« 2 »
»
خوشه چينى نموده و بفرمودهء
« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ
« 3 »
»
عمل كنان از رضاى رب سر نپيچيده ، صابر و شاكر باشند كه ان شاء اللّه در آنكه آخرش خير خواهد بود شبهه نيست .
باقى حالات را بزبانى با رسول مومى اليه سپارش كرديم ، بعز اصغا خواهد رسانيد و بعد از اذعان ، دائما از اعلام كيفيت اطوار و اعلام چگونگى كار و بار آن جانب خالى نبوده ، اين جانب را خبير و آگاه سازند ، كه تا از همگنان غافل نباشيم .
زياده [ چه ] نويسد . زمام مرادت در قبضهء ارادت باد ، برب العباد و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله و صحبه الامجاد . « 4 »
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران 28
( 2 ) - سورهء انشراح 6
( 3 ) - ايضا 7 ، 8
( 4 ) - منشآت فريدون بيك - جلد اول ص 140 - 139