كرده ، مهره از مار و زهره از شير طلبند كه مقصود از پادشاهى و فرمان رانى آنست كه انصاف از ظالمى تواند ستد يا داد مظلومى تواند داد و بدين وسيله قرب الهى تواند جست و بتخت تقرب تواند رسيد و از در درجات بحر عنايات ، گوهرى بر تاج دولت تواند نشاند . فكيف سست عهدى چرخ معلوم و بىوفائى دهر مشهور است
« وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 1 »
. »
اميد چنان است كه هر چه زودتر باشعهء آفتاب جهانتاب دولت غرا ، غمام اين غم كه بر جهان و جهانيان متراكم شده است ، به كلى منكشف گردد و مواد فساد آن طاغى باغى كه مزاج عالم از حال اعتدال گردانيده ، بميامن حكم حكمت آميز مرفوع و منقطع شود .
به جائى كه غم را دهى بستگى * شتابندگى كن بآهستگى
و اگر نسبت بنوع مصالح و تعدد سوانح در برآمدن اين حاجت عالميان را تأخير و تعويق افتد - همچنان نيست جاى نوميدى - كه حق جل و علا از راه بنده نوازى و چاره سازى
« اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
« 2 »
»
بموجب وعدهء محققهء
« أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
« 3 »
»
باستغاثهء بيگناهان و استعانهء دادخواهان ببخشايد و آن ظلم ظالم ستمكار مردم آزار را كه با دوستان خدا دشمن است ، از سر روزگار اهل روزگار به زور كارى برداشته ، شريران را گرفتار شرار آتش كردار ناهموار خود گرداند و شومى افعال قبيح و حركات شنيع آن گروه ضاله كه از ايشان خلق عالم بجان آمدهاند ، به كار و بار همگى ايشان تفرقه و پراكندگى انداخته از هم بپاشانند .
اگر بد كند مرد زنهار خوار * بگردون گردان رود زهره وار « 4 »
هامش
( 1 ) - سورهء الاعلى 18
( 2 ) - بقره 182
( 3 ) - آل عمران 3
( 4 ) - اشاره به اين مطلب است كه بر طبق عقايد دينى مسلمين زهره زنى بود زيبا كه هاروت و ماروت را فريفت و خداوند بباد - افراء اين گناه وى را مسخ كرد و به صورت اخترى گردانيد و به آسمان فرستاد . زهره بنام رب النوع عشق و شادى و عيش و طرب نيز معروف شده است .