يقين كه آن ملاعين محيل ، چون خيل شياطين ، اول از راه حيله برآمده ، بحجج حجاجى از طريق موعظه گوئى ، بفريب در ميكوشند و باندك فرصتى چنان كه آدم عليه السلام را از بهشت برين بدانهاى فريفته و آواره نموده ، هر پادشاهى را از جاى خويشتن به همان شكل اخراج مىكنند ، مبادا كه بحيل و تزوير ايشان فريفته [ شده ] اعتماد نمايند .
كسى را كه ايمان نباشد بتن * كجا ترسد از خالق ذو المنن
مكن اعتمادى بايمان او * كه سست است بس عهد و پيمان او
اعتقاد نشايد . زياده ابرام و اقدام نمىنمايد . سايهء چتر هماسا بر فرق فرق بنى آدم پاينده و شمع عمر و دولت در بزم عز و خلافت تا قيام قيامت تابنده باد ، برب العباد « 1 » .
هامش
( 1 ) - مجموعهء منشات فريدون بيك ص 139 - 135