مىپردازند و ذخيره و خزينهء خود مىسازند
« فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ
« 1 »
»
.
اين بد انديشى از بدان آيد * نه ز نيكان و بخردان آيد
و عجيبتر اينكه وقت مطالعهء مواعظ از بينائى چنان محجوبند كه گوئى ديدهء دل ايشان آگنده شده
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
« 2 »
»
و سرور ايشان ، كه از نامش در عالم ننگ دارند ، ما حال قوم هو قائدهم ، خبيث را نه اصل و نه اعتقاد ، نه زيور و زيب و فر ، آن دل سياه و كردار تباه خود را مؤمن بىگناه و موحد بىاشتباه مىپندارد
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ
« 3 »
»
و با آن همه بدى و اخلاق و عادات ردى خود را محسن و مصلح و تجارت خود را كه سراسر زيان است ربح ميداند
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ
« 4 »
»
ارضاع كفره و زنادقه با يكديگر مىكنند و شرك و الحاد را با هم ازدواج ميدهند و با آن همه [ شقاوت و عداوت خود را از اولياء دولت مىورزند « 5 » ] و با سيرت شيطنت قصد چمن سلطنت ميكنند و از راه خذلان بر اظهار كلمهء عصيان دليرى مىنمايند و [ سرور غرور او را مداخلت مملكت محروس باعث نمىشوند ( ؟ ) ] « 6 » - تو ببين تا بچه حد جهل فراوان دارند -
« ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
« 7 »
»
و نمىدانند كه هر مغرور مدهوش كه خود را در معرض معارضهء خداوند عقل و هوش آورد ، بر كردهء خود نفرين كند و هر آهوى لنگ با شير بيشهء جنگى پنجه زند ، جاى خود را به خون رنگين گرداند .
كسى كو افكند بر آسمان سنگ * بآزار سر خود دارد آهنگ
و شك نيست كه بمقتضاى
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
« 8 »
»
هر زهرى
هامش
( 1 ) - سورهء توبه 35
( 2 ) - سورهء بقره 6
( 3 ) - ايضا بقره 7
( 4 ) - سورهء بقره 10
( 5 ) - جمله مغشوش به نظر مىآيد و شايد اين طور بوده باشد : « شقاوت و عداوت با اولياء دولت مىورزند »
( 6 ) - ضعف تأليف در اين عبارت و ساير عبارات ديده مىشود
( 7 ) - سورهء ابراهيم 21
( 8 ) - سورهء انشراح 5 - 6