توئى چشم و چراغ هر دو عالم * ز تو گيرد دو عالم روشنائى
هميشه از پرتو آن دولت فرخنده ، مردم ديده را عين بينائى و روشنائى حاصل مىشود - دو تا بين آيين روح الامين - . چون تباعد جسمانى مانع تلاقى روحانى نميشود ، و بعد مكانى حائل قرب جانى نمىگردد - قرب جانى چو بود بعد مكانى سهل است - اگر جارع نشأهء بزم صبوحى كه الارواح جنود مجنده ، طالبى را بطرب آورد و طرب بطلب انجامد كه اذا طربوا طلبوا و اذا طلبوا وجدوا و ارواح هنگام ازدواج اشباح باشارات پنهانى و الهامات ربانى ، سر معرفت فما تعارف منها ائتلف عارفانه در ميان نهند و قول نهفت در مقام قدس تكرار كرده ياد آورند و با بعد مسافت از راه حرقت حرارت چون جام بر دست گيرند ، بدور كاس استيناس چمن مصافات و انجمن موالات را نظم عقد پروين و رونق بهشت برين دهند - نزديك من آنست كه دوريت نباشد - . و ازينجاست كه بخت بيدار و عقل هشيار ، هوادارى [ و عاشقى صيت « 1 » جهاندارى كرده ] و حبهء محبت پادشاهى در چمن جان بىاشتباهى پرورش داده
« أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً »
« 2 » و مشتاقى را باشفاق خجسته اخلاقى ، دلالت نموده و مهربانى را بصدر محبت صاحبقرانى حواله كرده .
اندر جهان حوالهء هر كس بجانبيست * ما را بجانب تو ، زهى خوش حوالتى
چندم ماه مبارك ذى الحجه سنهء اثنى و ثمانمايه « 3 » بمباركى نيت آستان اخلاص و ملازمت ديوان اختصاص ، طغراى منشور كامرانى كشيده تاريخ مثال جهان كامى مىكند و روزنامهء بهروزى مضبوط مىدارد و تكميل جامع جمعيت مىكند ، در حالتى كه بهزار زبان ذاكر احسان بىمنت و از ميان جان ، شاكر امتنان بىضنت است .
هامش
( 1 ) - همه جا درين نامه ضعف تأليف به نظر مىرسد
( 2 ) - سوره آل عمران 32
( 3 ) - چنين است صريحا در متن فريدون بيك . ولى اين تاريخ درست نيست . زيرا شاه منصور در سفر جنگى دوم تيمور بايران كشته شده و در بازگشت از آن سفر يعنى در رجب 795 در قصبهء ماهيار قمشه بقيهء افراد آل مظفر بفرمان او كشته مىشوند . به نظر مىآيد كه تاريخ اين نامه اثنى و تسعين و سبعمايه باشد .