« سواد مكتوب حسين بيك بيعقوب بيك »
يعقوب پسر اوزون حسن پس از غلبه بر برادر خود خليل ، بنام يعقوب پادشاه ، بر تخت نشست و سيزده سال سلطنت وى طول كشيد .
در دوران سلطنت او بود كه جنبش سياسى صفويه اندك اندك شروع شد و يعقوب با شدت هر چه تمامتر در برانداختن آن سعى نمود . نخست با فرستادن قشونى ، بكمك پدر زن خود ، فرخ يسار ، سلطان حيدر را در معركهء جنگ نابود كرد و سپس پسران وى را با اينكه خويشان خود او بودند ( يعقوب پسر اوزون حسن بود و مادر پسران سلطان حيدر دختر اوزون حسن . يعنى يعقوب پادشاه خال آنان بود ) در قلعهء استخر فارس زندانى كرد .
وفات وى به صورتى بسيار عجيب و فجيع روى داد . بدين معنى كه روزى كه مدتى مديد در حمام مانده بود ، در هنگام خروج زنش شربتى مسموم بدست او داد . يعقوب ظنين شد و به او امر كرد تا از آن شربت بخورد . زن بالاجبار خورد و بالنتيجه يعقوب و پسر خردسالش نيز خوردند و هر سه مردند .
عاليجناب سلطنت انتساب معدلت پناه خلافت دستگاه و مطلع انوار الهى ، مهبط اسرار نامتناهى ، گلبن چمن سلطنت و شهريارى ، ثمرهء شجرهء دولت و كامكارى ، مصدق مصدوقهء
« إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ
« 1 »
»
، مكرم كريمهء
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 2 »
»
المنور بولائه القلوب ، معز السلطنة و الخلافة و الدين يعقوب بك ، شيد اللّه قواعد دولته و مملكته را مجددا نسايم روح پرور مودت و شمايم روح - گستر محبت كه از رياض حديقهء وفاق و حياض روضهء اتفاق نضارت و طراوت پذيرفته
هامش
( 1 ) - سورة يوسف 31
( 2 ) - سورة الحديد 21