فرزند مشار اليه گوشهء جگر و نور بصر بود « 1 » ، در عقدهء عقد بختيارى آن عزيز فرزند درآورده ، جشنى چون صحن مرغزار جنان و فضاى روضهء رضوان ترتيب كرده آمد و چند گاه بلكه چند ماه ساحت باغ زاغان را مكان ارباب سور و سرور و مجمع اهل سير و حضور ساخته ، صداى نداى كاميابى بسطح فلك سيمابى رسانيده گشت و چون بر حسب مقدمهء سابقه ، اين نوع اخبار را موجب مسرت خاطر مبارك ميدانست معتمد الخواص ، نظام الدين عاشق محمد ارغون را برسم رسالت مع ساچق طوى آن عزيز فرزند بدان صوب فرستاد . مترقب آنكه پيوسته اعلام توارد احوال سانحه و تعاقب اوضاع وارده را در ضمن مكاتبهء شوق انگيز و مراسلهء صدقآميز لازم شمرند .
بزيادتى اطناب ارتكاب ننمود . ظل ظليل حشمت و كامرانى ممدود و مبسوط باد و السلام « 2 » .
هامش
( 1 ) - غرض خان زاده خانم دختر بديع الجمال بيگم خواهر سلطان حسين بايقراست . پدر اين دختر برنداق سلطان از خواقين دشت قبچاق بود . بعد از رسيدن بديع الجمال بيگم بهرات ، جشن ختان مظفر حسين ميرزا برگذار شد و ( ( بعد از انقضاى اندك زمانى از آن جشن و سرور مظفر حسين ميرزا بحدود بلوغ رسيد ) ) و سلطان حسين خواهرزادهء خود خانزاده را براى مظفر حسين گرفت و مولانا احمد التفتازانى عقد بست . ( ر ك روضة الصفا )
( 2 ) تاريخ عالم آراء امينى در تاريخ بايندريه تأليف فضل اللّه روزبهان نسخهء خطى كتابخانهء ملى پاريس ( اين كتاب اخيرا بتوسط مستشرق ايران شناس ولاديمبر مينورسكى بچاپ رسيده است )