تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
توكل ببارگاه احكم الحاكمين آورده و دست توسل بخاتم النبين محكم كرده با جمعى اندك ، مستوثق بوعدهء صادقهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
« 1 »
»
، چون باد صرصر روى بدان درياى لشكر آورد و چون نيت صادق و عقيدت خالص بود حسب المراد بحسن اخلاص و اعتقاد كامياب شديم و شك نيست كه تفصيل اين قضيه مذكور مجلس عالى شده باشد و بتكرار آن احتياج نيست . ديگر آنچه در باب اولاد خاقان سعيد شهيد ابو سعيد ميرزا و فرستادن لشكر جهت دفع ايشان فرموده بودند هر آينه طريق اختصاص و وظيفهء اتحاد و يك جهتى مسلوك و مرعى داشته اعطاف فرمايند . اما پوشيده نماند كه از صادرات احوال و واردات افعال اين محب كه نزد عقلا عقلا و عادة محال مىنمايد استدلال مىتوان كرد كه جز محض تأييدات الهى و كمال توفيقات نامتناهى امرى ديگر نميتواند بود و استدلال و اميدوارى بفيض فضل او آن است كه اين عطيه دائم و اين سعادت قائم باشد . و ديگر آنكه بعد از اين فتوحات كه روى نموده بود ، وفور جنود كه از حد و عد افزون است و از حيز ضبط ادراك بيرون جمع آمده‌اند و از آن زمان الى يومنا هذا هر روزه از جانب صحرا فوجى و از طرف دريا موجى ضميمهء باقى افواج و علاوهء ساير امواج مىشود و عكس ذلك شمل ملتئم ايشان چون بنات النعش در حيز افتراق است و اختر اقبالشان در و بال و احتراق و پيوسته مترصد العين‌اند و خاطر بر فرار قرار داده كه به مجرد ايلغارى هر يك كنج كوهى و گوشهء غارى گيرند . چه اكثر مردم نامدار ايشان كه سلطان محمود ميرزا همراه الغ بيك ميرزا بمرو فرستاده بود ، چون خبر توجه ايلغار « 2 » امراء شنيد [ ندو ] اميرزادهء مشار اليه با معدودى چند گريخته بريگ درآمد « 3 » و شجاع الدين شيخ عبد اللّه عبدى و جلال الدين الغ بيك و مبارز الدين اسكندر با شفيع و جماعت لشكريان و مخصوصان او جدا شده بپايهء سرير فلك مصير درآمدند و در سلك
هامش
( 1 ) - سورة البقرة 251 ( 2 ) - متن : امراء ايلغار ( 3 ) - متن : آمدند
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 339 | عبد الحسين نوائى