تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
باقى بندگان انتظام يافته از جانب سلطان محمود ميرزا لحظة فلحظة قوما بعد قوم اخرى ميرسند . چنانچه در اين ايام ، مبارز الدين مشتاق ، با پانصد كس از اعيان و مخصوصان او اتفاق نمودند و مغمور بحر عنايت و عاطفت گشتند . مقصود آنكه اميرزادهء مشار اليه دو سه روز باستشفاع عالى جاه ولايت پناه ، ارشاد مآب هدايت اياب ، اسلام معاذ خلايق ملاذ ، واقف اسرار الجبروتى ، كاشف اطوار الملكوتى ، محرم حرم لى مع اللّه ، محرم پيشگاه لا نعبد الا اياه ، قدوهء اوليا و اتقيا ، نظام الحق و الشريعة و الدين خواجه عبد الملك پارسا ادام اللّه تعالى ظلال بركاته مانده و الا همان جماعت كه از پيش او آمده بودند جهت دفع او كفايت است . بعد از وقوع اين وقايع داعيه آن بود كه جهت انهاء اين اخبار معتمدى فرستد . باز توقف نموديم تا ايلچيان اين محب كه نزد آن حضرتند مراجعت نمايند و كيفيت كتابت و شرح اين حالات بتفصيل معلوم كرده مناسب اينحال كسى فرستاده شود . اكنون كه كتابت عالى رسيد و منبئى بود از آنكه خاطر عاطر مايل تأكيد و تجديد مبانى دوستى و يگانگى قديم است ، پس رأى صوابنما چنان اقتضاء فرمود كه چون آن جماعت كه مانع استحكام بنيان مودت بودند انعدام پذيرفتند و آن گروه كه همواره غمز و عناد مينمودند از ميانه زايل و مرتفع گشتند و اكنون استشمام روائح يك جهتى و و داد از مشام جان و استنشاق فوايح يگانگى و اتحاد از دماغ دل مىتوان نمود ، انزل الدار فى بابها ، درين نوبت سرانجام و اتمام اين مهم عظيم الشأن را بوجود فايض الجود عزيزى مشفق بر اهل اسلام و سعادتمندى فايق بر كافهء انام كه همواره عالم دين و دولت سلاطين رفيع منزلت بميامن عاليهء اسلاف كرم ايشان محكم بوده باشد و قوايم مملكت و ملت خواقين عالى رتبت بيمن توجه اجداد عظام ايشان راسخ و مبرم رجوع ميبايد فرمود . بعد از استخاره من اللّه تعالى قرعهء اختيار اين كار بر اسم بزرگوار شيخ عاليجاه ولايت پناه ، كرامت شعار هدايت دثار ، المستغنى