تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
اين محب بكرم عميم ملاحظهء حين طريق مستقيم فرموده ، رعايت جانب محبت [ را ] ، على العموم فرمان قضا جريان به امضاء رسانيد كه هيچ آفريده از خواص و عوام تيغ تعرض از نيام انتقام بيرون نياورند و دست توقع از تصرف نفس و مال و اهل و عيال ايشان كوتاه و كشيده دارند تا آن جماعت سالما غانما بمساكن و اماكن خود معاودت نمايند هر چند اصول و اعيان و خرد و كلان و جمهور مقيمان دار السلطنهء هرات بلكه عموم متوطنان ولايات كه از دست ظلم و جور ايشان گوشمالىها [ از خوف كسر و قطع سر و دست و بينى و گوش « 1 » [ ديده ] ناله و نفير
« ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا
« 2 »
»
باوج فلك رسانيدند به هيچ وجه مفيد نيفتاد و چون بر ذمت اين مخلص غوررسى ايشان لازم بود و رعايت جانب آن حضرت معنا واجب ، جهت استرضاى مظلومان دو ساله اخراجات تمام خراسان را معاف داشتيم و قصهء ايشان مزيد قصهء مزيد گشت . فاما آن كسان كه از فرقهء
« إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ »
« 3 » انتظام داشتند و باعث افساد ذات البين و سبب خلاف جانبين ايشان بودند بسزاى خود رسيدند و علت نزاع از ميان رفت . ديگر آنچه در آمدن يادگار محمد ميرزا به شهر و توقف ايلچى اين محب نزد آن حضرت فرموده بودند ، صورت حال بر آن منوال بود كه چون قاضى مشار اليه در حين رخصت از مقام چناران روان شد يك صورت از جمله تعهدات آن بود كه آن جماعت از نزد آن حضرت بامداد مخالفان نزديك شده‌اند بواسطهء تردد و تصوريست كه از اخبار مفسدان و فسادجويان ناشى شده و الا مادهء ديگر آن صورت را متصور نيست عن قريب بديشان رسد [ بگردانيدن « 4 » ] نگذارد كه من بعد پاى جسارت بىرخصت
هامش
( 1 ) - تصحيح قياسى ، متن [ گوشمال داده ] ( 2 ) - سورة البقره 248 ( 3 ) - سورة الروح 10 ( 4 ) - منظور ازين كلمه معلوم نشد و اساسا جملات اين قسمت كاملا مغشوش به نظر مىآيد .
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 337 | عبد الحسين نوائى