ايشان شيخ بهاء الدين ساوجى ، كه از كبار سالكان عراق عجم و بانواع كمالات آراسته بود و شرف حسب و نسب با كرامت صلاح و سداد انضمام يافته ، از كمال قصور و عدم وقوف بر آئين جهانبانى و رسوم جهاندارى
اذا لم تكن للمرء عين صحيحة * فلاغرو ان يرتاب و الصبح مسفر
تمامى ايشان را بدرجهء شهادت رسانيدند
« رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ »
« 1 » و بعد از آن بسببى كه آن جناب معلوم دارد ، پسر كوكلتاش اين جانب اتلامش را مقيد و محبوس داشتهاند چندانكه بنصايح و مواعظ التماس تخليص او كرده شد و فيوج « 2 » فرستاده مفيد و منجح نشد و فيوج را نيز بر وفق [ ضغث على اباله ] « 3 » بقتل آوردند و حقيقت
« إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ »
« 4 » بظهور رسانيدند تا بدين واسطه لشكرهاى منصور به طرف شام در حركت آورده شد و آن همه خرابى بسبب قبح معاش ايشان بدان درويشان رسيد و به حمد اللّه تعالى كه من مبادى الحال الى يومنا هذا بىموجبى اكيد و حجتى بين به هيچ مملكتى توجه ننمودهايم و در هر قضيه كه واقع شده است مدلول
« فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ »
« 5 » ظاهر و لايح بوده مع ذلك عزيمت مصر مصمم فرموده بوديم . حاجى نام يكى از محرمان خود را با دانشمندى فرستاده استدعا نمودند كه اگر عزيمت مصر فسخ فرمايند و از دمشق معاودت نمايند اتلاميش را چنان كه هنوز بحلب نرسيده باشد از عقب برسانيم . بدان سخن نيز وفا نكردند و خلف وعده نمودند
« وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ »
« 6 » اكنون چون آن جناب گفتهاند كه متوسط شده نائرهء انتقام را تسكين فرمايند بصوابديد آن جناب تعلق دارد . هر آينه چون بنا بر استحكام قواعد معاهده اتلاميش را روانه
هامش
( 1 ) - سورهء مائده 93
( 2 ) - فيوج جمع فيج و فيج معرب پيك به معناى فرستاده و رسول است
( 3 ) - در منشآت ايواغلى نيست
( 4 ) - سورهء صافات 68
( 5 ) - سورهء عنكبوت 39
( 6 ) - سورهء مجادله 20