تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ز ناپاك زاده مداريد اميد * كه زنگى « 1 » بشستن نگردد سفيد
يقين است كه هر گاه كه باشد خاصيت سرشت بد و مقتضاى طبيعت نامستقيم خود را از قوت بفعل خواهد آورد و مع هذا استماع افتاد كه باعث بر توجه آن جناب بجانب ارزنجان « 2 » او بوده . هر آينه بدخواهان مفلوك كه غم صلاح مملكت امرا و ملوك نداشته باشند از القاء وحشتى و تهييج كدورتى خالى نتوانند بود و نگذارند كه دوستى صورت بندد و همواره خواهند كه مشرب موالات مكدر باشد و الطبع مكتسب من كل مصحوب . بنا بر اين مقدمات ، اصل ابقاى « 3 » دوستى و مصالحه آن است كه آن جناب او را از پيش خود نفى فرموده بدين جوانب فرستند يا از ولايت اخراج كنند تا صفاء ذلال منبع مصادقت و مخالصت از مظنهء وقوع غبار وحشت انگيزى و رنگ آميزى او سالم بماند و از آن جناب به هيچ باب غير ازين معنى چشم داشت ديگر نيست و نخواهد بود . ان شاء اللّه تعالى مقدر حصول مأمول باشد كه ما نيز بعناية اللّه تعالى و ميامن تأييداته جميع مخالفان شرع محمدى صلوات اللّه عليه را كه در گرجستان و آن حدود بودند بدين حق دعوت كرده در ربقهء اطاعت و انقياد درآورديم و قبول جزيه و لشكر كردند . درين وقت ارادت آنكه على استخارة اللّه تعالى بيلاق الاطاغ و نواحى طربزون و آن طرفها مخيم سرادقات دولت و معسكر و فود جنود نصرت گردانيده شود . در مكتوباتى كه پيشتر فرستاده شد نوشته بوديم كه بارزنجان و آن جوانب نهضت مقرر است . اكنون چون ايلچيان آن جناب رسيدند و كتاب كريم رسانيدند انذار كرده شد اگر نزديكتر حركت گردد مبادا كه ناگاه بنوعى از انواع نائرهء فتنه اشتعال يابد و مصالحه صورت نبندد و مسلمانان در زحمت افتند . بدين واسطه توقف درين حدود بصلاح عهد دوستى
هامش
( 1 ) - منشآت ايواغلى : هندو ( 2 ) - ايضا ؛ آذربايجان ( 3 ) - منشآت فريدون بيك : القاب