تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گردانيده تتبع فحواى
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ »
« 1 » بهر چه آن جناب صلاح فرمايند بدان معنى مزيدى صورت نبندد و اما آنكه حاكم مصر را گفته‌اند بفرزندى قبول كرده‌ايم ، ما روا نمىداريم « 2 » كه با وجود شرف خاندان ايشان كه مدتى مديد و عهدى مطول و بعيد است كه در اقطار و امصار بتقويت دين و تمشيت شرع مبين متصف‌اند با چنان غلام و غلام‌زاده‌اى كه
« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ »
« 3 » در ما بين شرايط مجانست و حقايق مماثلت منتفى و مفقود است وصلت فرمايند و از راه دوستى اين معنى را مناسب نمىدانيم چه حكام مصر را على الحقيقة استحقاق آن نيست كه محل مباهات توانند بود و نيز ايشان را سلطان الحرمين هم نوشتن مناسب و شايسته نمىدانيم . چه حرم مكه شرفها اللّه تعالى [ حرم خداى تبارك و تعالى است ] « 4 » و حرم مدينه حرم مطهر و مضجع معطر محمد مصطفى عليه من الصلوات اكملها و من التحيات اجملهاست چگونه ايشان را سلطان اين دو حرم توان خواندن بل بمجاورى و خادمى اين دو حرم موصوف داشتن كمال مباهات و اعظم سعادت ايشان تواند بود و الحالة هذه محقق است كه آن جناب طمع در مملكت ايشان كرده و بر انكار ايشان جازم بوده بعضى ولايات را از تصرف ايشان انتزاع نموده بودند و اكنون بمصداق الاشياء تنكشف باضدادها فرزند و سلطان الحرمين مىنامند و از اين رخصتها جائز مىشمارند نظر بر مصلحتى « 5 » داشته ازين معنى مكالمه « 6 » مناسب نباشد
« لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ »
« 7 » ديگر چنانچه در مفتتح اين كتابت ملفوظ زبان قلم شده ، مجموع الفاظ و كلمات مكتوب عزيز آن جناب پسنديده و دلپذير داشته‌اند . دو بيت عربى از آن صالح بن جناح كه نوشته‌ايم ، اين معنى از بيان واقع است ، راست نوشته‌ايم و مىدانيم كه نظر بر چه
هامش
( 1 ) - سورهء انفال 63 ( 2 ) - منشآت ايواغلى ؛ روامىداريم ( 3 ) - سورهء هود 48 ( 4 ) - در منشآت ايواغلى نيست ( 5 ) - منشآت فريدون بيك : مصلحت ( 6 ) - ايضا ؛ مكالمه نباشد ( 7 ) - سورهء ممتحنه 1