تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
دشمن بتوانم سر خود را نگاه دارم شاكر و دعاگو هستم . حالا صاحب‌اختيار سركار بندگان عالى هستند و ان شاء الله در اين روزها حسب الامر شرفياب خاكپاى مبارك خواهم شد . زياده از اين مايهء دردسر و جسارت است و السلام .

- 334 - نامهء محمد حسن خان پسر فرخ خان امين الدوله به برادرش محمد حسين خان هزار و چهارصد سر و اسير از طايفهء تركمانيهء يموت

پشت نامه مهر بيضىشكل به سجع « عبده محمد حسن الغفارى 1278 » نور چشما مكرّما كاغذ شما در روز جمعه پانزدهم شهر ربيع الثانى كه اتراق بود ، چهار ساعت از شب گذشته ، چاپار آورد . ساعت پنج از دربخانه مراجعت كردم خدمت جناب جلالت‌مآب بندگان خداوندگارى دام اقباله العالى مشرّف شدم ، كاغذها را التفات فرمودند ، خواندم . اولا كاغذ شما ، هيچ تاريخ نداشت كه بفهمم كى نوشته شده است ، ولى از قرار قاعده كه نوشته بوديد و اسم چمن قهقهه را برده بوديد ، معلوم شد جواب كاغذ بيست [ و ] هشت روز پيش از اين است . نمىدانم سه كاغذى كه در اردكان و شهر قوچان و بجنورد نوشته‌ام ، نرسيده است ؛ يا اينكه رسيده و شما اسمى نبرده بوديد . بارى كاغذ را خواندم و شام خوردم ، جواب او را امروز كه يوم شنبه شانزدهم است و وارد كاشىدار شديم ، مىنويسم . بصحابت عاليجاه جعفر بيك تفنگ‌دار عامل فتح و گرفتارى طايفهء ضالهء تركمانيهء يموت مختصرى نوشتم ولى صحيح ، كه از چشم خودم ديدم ، اينست و به دقّت ملاحظه كردم نيم‌فرسخ كمتر به اردو مانده سر و اسير را نگاه داشته بودند . قريب هزار نفر قدرى زياده‌تر از سر و زن و مرد بود . حالت غريبى ، خيلى تماشا داشت . جميع سرها را به نيزه كشيده بودند رديف و اسيرها را جلو اسب و بعضى را به كمر بسته . يك سر تماشائى دارى بود در دعوا گوله خورده بود ، ولى زنده بود خواسته كه نميرد هلاكش كرده بودند و هيچ عيب نكرده . از اموال و اسباب زياد زياد ، بچه‌هاى يك ساله دو ساله ، پنج ماهه كمتر زيادتر داشتند . ان شاء الله زمان ملاقات به تفصيل خواهم گفت و مطّلع خواهيد شد . هيچ‌كس چنين دعوائى به خاطر ندارد . منازلى كه ما مىآئيم ، پنج فرسخ زيادتر كمتر ، به ابهء تركمن مانده است . جناب معير الممالك [ دچار ] ناخوشى شديدى شد كه جميع مردم گفتند امروز و