و محرم لاابالى از حوالى حرم خليل با كام محروم و دست خالى گذشت و روزگار بخيل عبد ذليل را به خارستان مغيلان دليل گشت .
فرياد من ز طارم گردون گذشت و نيست * امكان آنكه زحمت آن آستان دهد
خاتمهء داستان گواه عاشق صادق در آستين باشد . قصيدهء مقدّم و ثانى را هردو به آستان عالى ارسال داشت و عرض قصيده فريدهء امسال را ، و هى جريدة العزّ و الاقبال و مدلولة الصدق العقيدة بالغد و الآجال در عهده وقت وصول به دولت وصال واگذاشت .
مرا به گوش تو بايد حكايت از لب خويش * دريغ باشد پيغام ما به دست رسول
زياده جسارت نمىكند .
- 242 - نامهء ابو طالب خان نائينى ظاهرا به فرخ خان امين الدوله از لرستان توصيه نصر الله خان
بنابه تشخيص مرحوم محبوبى نامه ظاهرا از ابو طالب خان نائينى وزير لرستان است . پشت نامه مهر بيضىشكل كوچك به سجع ابو طالب الحسينى .
بندگانپناها عاليجاه نصر الله خان كه چند سال در خدمت مرحوم مغفور احتشام الدوله اسكنه الله فى الجنّة بود - اينكه همشيرهء او زوجهء مرحوم ميرزا على خرمآبادى بود و محاسبه با ورثه داشت به لرستان آمد ، و اينك در مقام مراجعت است .
چون مرحمت بندگان عالى را دربارهء كمترين مىداند ، خواهش نمود كه در باب او استدعايى نمايد كه مشار اليه را در سلك چاكران آستان خود درآورد . چون از احوال او اطلاع دارم كه باعقل و هوش است ، و هرزه و خطاكار نيست ، برحسب اظهار او استدعا كردم . در آن مدت خدمتگزارى مرحوم مغفور به طرز ادب و عقل و صداقت حركت كرد .
هرگاه چاكرى او مقبول بيفتد ، طورى باشد كه در ظلّ رأفت و مرحمت بندگان عالى بتواند از دار الخلافة الباهره راه برود و گذرانى بكند . در الشتر در 26 ربيع الاول جسارت شد .