تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

- 243 - نامهء حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا حاكم خراسان به فرخ خان امين الدوله فهرست عرايض مردم خراسان شكار جاجرود على الحساب موقوف است و نمىرويم !

جناب امين الدوله دام اقباله اعليحضرت اقدس اعلى روحى و روح العالمين فداه تشريف‌فرماى جاجرود هستند و مقرّر فرمودند در نهم در جاجرود شرفياب شده و مرخصى حاصل كرده از آنجا روانهء خراسان شود . مطالبى چند از بابت خراسان و عرايض مردم هست كه فهرست كرده‌ام به نظر مبارك برسانم ، زحمت مىدهم كه شما به خاكپاى مبارك عرضه داريد كه فهرست عرايض را قبل از تشريف‌فرمائى جاجرود ، به نظر همايون رسانيده در جاجرود به حضور همايون مشرّف سازيد . از بابت جعفر قلى ميرزا هم به اصرار تمام و جمعى از اعمام و اقوام كاغذى خدمت آقاى مستوفى الممالك دام اقباله در خصوص زيادى مواجب او عرض كردم . آن كاغذ اصل عقيدهء خودم نبود . شما مىدانيد كه حالت اصرار و ابرام مردم طهران تا چه مرتبه است . گزارش مشار اليه همان است كه آن روز در حضور شما به خاكپاى مبارك عرض كردم و ابدا خيال بردن او را به خراسان ندارم . لكن از بابت اينكه سركار شاهزاده محمّد ولى ميرزا « 1 » از من نرنجد لازم است كه شما برحسب امر همايون دو كلمه بنويسيد كه او را از رفتن خراسان مأيوس كنم كه ديگر از من ، جمعى وسايط او نرنجند . از بابت حكومت ميرسليمان خان خوافى و نيابت پسر صارم الملك ، آن روز تفصيلى خدمت شما زحمت دادم و گفتم چون مشار اليه بايد همراه من بيايد خواهش دارم كه عرض او را هم به خاكپاى مبارك بكنيد و فرمان مبارك در حكومت ميرسليمان خان و نيابت پسر صارم الملك صادر نمايند كه . . . همراه من بيايد . خلاصه در باب جعفر قلى ميرزا كاغذى كه به جناب مستوفى الممالك نوشته‌ام عرض مرخصى او را به خراسان نكردم لكن اينقدر شعور دارم كه خلاف آنچه را كه حضورا به خاكپاى مبارك
هامش
( 1 ) . محمد ولى ميرزا شاهزاده‌اى درس‌خوانده و اهل علم بود كه در آغاز سلطنت ناصر الدين شاه كه پير شده بود مأمور اقامت در سراى مهدعليا شد تا مراقب ورود و خروج اشخاص به آنجا باشد و كسى بدون اجازهء او با مادر شاه ملاقات نكند . ( چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، 533 / 2 ) .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 253 | بهرام غفارى / على اصغر عمران / كريم اصفهانيان