بگلربگ زمانه و صاحبقران روم * ميران به پيش حضرت او همچو كودكان
وانگه برادرش كه ضيادين بدش لقب * آن شير با شهامت و آن مير كاردان
گفتى كه جمله مست شراب اجل شدند * وز مجلس حيات برفتند بر كران
يكچندشان مراد جهان در كنار بود * واخر به زور رخت ببستند از ميان
چونين نهادهاند اساس جهانيان * در دهر هيچكس نتوان يافت جاودان
بودند پيش از ايشان ميران كامكار * شاهان با تكبر با لشكرى گران
روزى زمين گرفته و فرمانروا شده * بر مالدار و مفلس و بر پير و بر جوان
ليكن چو شست مرگ بر ايشان گشاده شد * جمله نگون شدند از آن تخت خسروان
با تير مرگ هيچ سپر دستگير نيست * با تيغ مرگ جوشن و خفتان كند زيان
*
من معين الدين پروانه الى حضرت الشريفه
بارى عز شانه اعتضاد دين و دولت و عماد ملك و ملت را بيمن كامرانى و سلطنت و كمال مآلى و مقدرت و اعمال عدل و مرحمت خداوند معظم صاحب اعظم صاحب السيف و القلم حاكم المشرق و المغرب ملك الحجاز و الطراز زبدة الخلايق حاكم الثقلين شهريار الخافقين شرف - الملوك و السلاطين بر مجدد ايام و ترادف اعوام مؤيد و مؤكد دارد و لباس فرمانروائى و دوستكاميش مجدد و اساس قهرمانى و جهانبانى الى يوم التناد مؤكد و مشيد - بعد از عرض بندگى و خدمت باخلاص كه از صميم عبوديت و محض اختصاص انبعاث يافته است به محل انها رسانيده ميآيد كه مثال همايون بل فرمان مطاع كه غيرت كلام و حد حكم لقمانى مرقوم گشته و بمدد يؤتى الحكمة من يشاء از حكم قوت بمظهر فعل رسيده مشحون بانواع مكارم و بندهنوازى و آراسته به اصناف لطايف چاكرنوازى و معطر بفوايح نصايح كه از نسيم روايح الهى و ارتياح و افواح نامتناهى بمشام دل و جان رسيده بقدم اعظام و اجلال و امتثال تلقى و استقبال واجب افتاد و نداى ان القى الى كتاب كريم ظاهر شد شكر لطفى كه ارادت رضيى و مساعى مشكورة و افعال حميده و فضايل نامعدود مجلس سامى برادر صدر كبير عالم عامل بارع افضل متقى سالك ناسك زاهد عابد شمس الدين ضياء الاسلام عماد الدوله سيد الحاج و الحرمين ذخر الملوك و السلاطين ذى المناقب ادام اللّه سموه بر قلم غيب نگار معظم صاحب اعظم اعلى اللّه شانه گذشته بود و ميلان ضمير اشرف كه بتقرير فضايل و مناقب گرايش فرموده بامعان و بتحقيق آنچه تمامتر اصغاء افتاد سمع و بصر را مطالعه و تلاوت اين خط . . . پذيرفت . اگر چه از غايت وقار و درايت فرهنگ كه ذات عزيز مجلس سامى شرف الدين دام سموه است بر مهر و محبت و اتحاد و ودادش بر خاطر مقرر و مصور بود اما در اينوقت كه حليهء حال و فعالش به طراز توفيق زيارت كعبهء معظم و اقامت بر موافقت ميمون و مناسك مقدوم و مشاهد مبارك و شرف تشريف محاورت و مكالمت صدر معظم صاحب اعظم معلم و مزين شد از رتبت و درجت