صاحب شمس الدين را شكرانها داده در تعظيم او بيفزود و انصاف داد كه در ممالك عالم ملك مثل او سلطان سترك و عارف واقف نيست ؛ در خلوت سلطان فرموده باشد كه جائى كه مريدان او را اين قوت و قدرت باشد تا عظمت سيرت و بصيرت او را كه تواند دريافتن و بسر پاك او كه خواهد مطلع شدن . ( 706 - 709 )
* الحكايه : همچنان از كبار اصحاب اخيار منقولست كه در زمان باچو خان شهر قونيه را لشكر عظيم محاصرت كرده بودند ؛ شهريان بجمعهم به حضرت مولانا التجا آورده استعانت مىخواستند و طلب استغاثت مىكردند كه هنگام مرحمت و دستگيريست ! حضرت مولانا فرمود كه هيچ مترسيد كه حق تعالى شما را به حضرت شيخ صلاح الدين بخشيد و اين شهر را تا قيام ساعت و ساعت قيام قتل و شمشير مغل نخواهد بودن و هركه قصد قونيه كند از زخم ما خلاص نيابد و چندانك جسم مبارك مولاناى بزرگ عظم اللّه ذكره درين خاك مدفونست ، اين ملك از جميع آفات محصون و مصونست و اين شهر را در عالم شهرتى عظيم خواهد بود و اعقاب ما دايما در آنجا سلامت باشند ان شاء اللّه تعالى . ( ص 722 )
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص٥٠٨