تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨

از كتاب مناقب العارفين « 1 »

الحكايه : منقولست كه سوم روز حضرت بهاء ولد از راه كوفه بسوى كعبه عزيمت نمود و چون از زيارت كعبهء معظم مراجعت فرموده بدمشق رسيد زمان اشرف بود ؛ اهل شام رغبت عظيم كرده ميخواستند كه آنجايگاه مقيم شود ، راضى نشد كه اشارات الهى چنانست كه يورتگاه ما اقليم روم باشد و خاك ما در زمين دار الملك قونيه است ، و چون به شهر ملاطيه بيرون آمدند در سنهء اربع عشرة و ستمائه چنگيز خان وفات يافته فرزندش اوكتاى خان را قايم مقام پدر كرده بودند ، و سلطان علاء الدين روم بنوى بر تخت سلطنت روم نشسته بود ؛ در شهر سيواس در سنهء ست عشرة و ستمائه خبر دادند كه جلال الدين خوارزمشاه از دست مغل گريزان گشته شهر اخلاط را بمحاصرت گرفته است ، و براى خود تختگاهى مىطلبد و البته روم را به چشم كرده است و شقف عظيم مىنمايد . همانا كه سلطان علاء الدين كيقباد با ملك اشرف شام بالاى ارزنجان درياسى چومان يعنى چمن لشكر خوارزميان را شكستند ، و خوارزمشاه بجانب خرتپرت گريزان گشته در دست گردان كردان كشته ، شد فقطع دابر القوم الذين ظلموا و الحمد للّه رب العالمين .
كشته شد ظالم جهانى زنده شد * هر يكى از نو خدا را بنده شد درفتاد اندر چهى كو كنده بود * زانك ظلمش بر سرش آينده بود
و اين واقعه در عشرين و ستمائه بوده . ( ص 22 - 23 ) * الحكايه : در نقلست كه بعد از وفات حضرت بهاء ولد رضى اللّه عنه اندك زمانى گذشت كه خبر رسيدن جلال الدين خوارزم‌شاه به خدمت سلطان علاء الدين رسيد ؛ همانا كه زيارت تربت شيخ را دريافته بوسها داد و زاريها نمود و استعانت و همت درخواست كرده استعداد و استقبال او را مهيا شد ، و چون لشكر خوارزمى بحدود ارزن الروم رسيدند جواسيس
هامش
( 1 ) - اين قسمت از كتاب مناقب العارفين تأليف شمس الدين احمد افلاكى عارفى كه در دو جلد بكوشش استاد تحسين يارجى از طرف انجمن تاريخ ترك در سال 1959 م در آنكارا بطبع رسيده است نقل شد .