تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
كه ملك و دولت به عدالت و احسان انتظام يابد و كفارت عمل سلطان عدلست و احسان . فى الجمله چون حق تعالى خسرو عادل تمورتاش را لباس كرامت پوشانيده است و قانون دولت او بر قاعدهء عدل و انصاف است همچنان كه دست فساد متعديان از مظلومان قاصر مىدارد يقينست كه لباس كرامتى كه از خزانهء غيب پوشانيد بتعاقب و ترادف زمان نگردد . القصه درين مدت كه با اتراك طريق صلح پيوست و باستمالت و مواعيد احسان امراى قرامان را استخدام فرمود ، و در جوانب كافهء رعايا را امن و امان ظاهر شد و هركسى از وضيع و شريف در وطن خود بىخوف تمكن يافت از حضرت عليا پادشاه جهان رسولان متواتر بطلب آمدند كيف ما كان ، خسرو عادل عزم عبوديت حضرت كرد ، چه سكون بىحركت از لوازم جماد است ، هيچ ساير و طاير بىحركت بمطلوب نرسد ، مرد قوى حزم دست از عزم باز ندارد و جواهر از مسكن سكون تا رحلت نكند عزيز و گرامى نشود . لله الحمد و المنه كه اين جهاندار را از سكون و حركت و مقام و نهضت مقصود اماطت عوادى و اطفاء شرر و دفع ظلم و ضرر است ، و همت بر آن مصروف مىدارد و نهمت بر آن معطوف كه پيوسته فراغت اصحاب سلامت و رفاهت ارباب ديانت حاصل باشد . فى الجمله آن سال در آن سفر بسر برد ، سال ديگر بنوازش و عوارف حضرت عليا پادشاه جهان اختصاص خسروانه يافته بطالع فرخنده و اختر ميمون عودت فرمود و چون بمقر و مستقر امارت و حكومت پيوست و سايهء سعادت بر كافه جمهور ممالك انداخت تقويت دين اسلام و رعايت اسلاميان چنان نمود كه از آثار خير و احسان و دفع ظلم و عدوان و قمع متعديان و متمردان امارت افعال و احوال مهدى بظهور پيوست . اتراك را كه از هر طرف راه مخالفت گشوده بودند و سوداء عصيان چنان كه عادت مذموم ايشانست در دل گرفته از بأس سياست و هم سطوت او آرام گرفتند ، اتراك مشئوم چون ذئاب‌اند وقاحت را حرفت ساخته‌اند و فرصت را چشم نهاده كه اگر مجال باشد فساد انگيزند و اگر خطر تصور كنند بگريزند ، اگر اين جنس طايفه متمردان را زاجر و مانع نباشد قوانين عالم از نهج سداد برگردد و هركس به قوت و شوكت خود طمع در ملكى كند . چون نهمت عالى راى روشن سلطان قوى است و مبين و افعال و خصايل حميدهء او بتأييد الهى محكم و متين باستيلاء عساكر جراره و خدم كراره و غلمان درم خريده و شجاعان كرم پروريده دمار از اتراك مارصفت برمىآورد ، و رقعهء هر بقعه كه از عهدى بعيد و دورى مديد با دناس و ارجاس آلوده شده است و فرسوده گشته از ترك تا ز ترك سترك پاك مىگرداند . القصه آنچه در آن باب باقصى الغايه مىكوشد و از امارات ظهور مهدى يكى آنست كه شراب را كه ام الخبايث است و حديث مصطفوى است از بلاد و ديار چنان زايل گردانيده است كه هيچ آفريده را از ترك و تاجيك و كافر و مسلمان زهره و ياراى آن نيست كه نام شراب بر زبان راند تا بشرب چه رسد ، چنان كه نقلست از جامع الاصول كه در عهد مصطفى صلوات اللّه عليه شارب الخمرى را در موضع حنين آوردند بدست مبارك خود خاك در روى وى افشاند و فرمود كه حد زدند تا بچهل ، و در زمان خلافت ابو بكر همان حد چهل مطرد بود و