تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
اما در زمان امير المؤمنين عمر اصحاب و عبد الرحمن بهفتاد رسانيدند . حكما گفته‌اند كه مستى بر پادشاه حرامست زيرا كه پاسبان مملكت است و زشت باشد كه پاسبان محتاج بود بپاسبان ديگر . صاحب دولت آن باشد كه اول سياست بر خود راند و اخلاق خود مهذب گرداند تا بعد از آن رياست و سياست را اعتبارى تواند كردن . در قوانين عدل و انصاف مستى بر پادشاه از آن سبب منهى و محرم است كه بواسطهء آن از اصلاح مقاصد و استصلاح مفاسد بازماند . پادشاه داددهنده بهتر از باران باريده ، قطرات امطار بر بوادى و بحار و فلوات و قفار برابر ببارد بعضى را نافع آيد و بعضى را ضايع گذارد ، اما شعاع آفتاب عدل بر قوى و ضعيف چنان رسد كه همه را نافع و ناجح آيد . نكته : چنان كه اعضاى آدمى محتاج است بتعهد و تفقد ، ولايت نيز محتاج است بعدل و عمارت ، حيات عالم بعمارت است و عمارت بعدل انتظام يابد . امير حمص نوشته بود بعبد الملك و اجازت خواسته كه حمص را بارويى و سورى سازد از بيت المال كه مسلمانان از خوارج ايمن باشند ، بجواب نوشته بود كه بوجود عدل به هيچ حصن و غير آن به چيزى ديگر احتياج نيفتد . القصه از تقويت و تربيت اين جهاندار ديندار يكى ديگر آنست كه يهود و نصارى را كه به صورت لباس درزى اسلاميان چنان درآمده بودند كه هيچ كس مؤمن از كافر من حيث - الصورة فرق نمىكرد ، اكنون يهود و نصارى را بعلامت غيار و كلاه و دستار زرد چنان معين گردانيده است و تمييزى ظاهر شده كه موجب اذلال اهل ضلال است و اعلاء درجهء اسلام . نكته : دين بپادشاه قوت گيرد و پادشاه به قوت دين برقرار ماند . ( ص 312 - 327 ) ( مأخوذ از كتاب مسامرة الاخبار )
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 497 | محمد جواد مشكور