تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اصدار كرد و ايلچيان مخذول كه به جوانب رفتند محصول هر خطه كه بود به تمام تصرف نمودند ، و چون اين حادثه در فصل زمستان واقع شد پادشاه وقت قازان از اصابت راى و حسن تدبير اجازت نداد كه در چنان هنگام شدت برودت و صعوبت نداوت لشكر برنشاند و بسبب منازل در مراحل لشكر را زحمت رسد و بواسطهء عليق چهارپايان رعايا مكلف گردند ، در آن فتور حكم بأساء حكم ياسا فرمود كه تا فصل بهار توقف كنند اما به احكام يرليغها جواسيس در خفيه جهت تأسيس كارها بشهرهاى روم فرستاد تا بر اخبار اراجيف سولميش اعتماد نكنند ، چون بدان سبب بىبنيادى و ناهموارى دعوت و عصيان اظلم من الليل بود از معتبران ولايت هيچ صاحب درايت و رزانت متابعت او ننمود ، غير قاضى آقسرا و برادرش مؤمن كه استقبال قضا نمودند و در معرض آن سيل آمدند ، معاونة العاجز ذل ، مكتوبات كه بدعوت امرا و صدور كافهء جمهور به اطراف اصدار مىكرد كالنقش على المآء ترانهء باد هوا مىپنداشتند ، اما متوجهات اموال و حقوق و رسوم ولايات در صدمات تردد لشكر و ايلچيان در معرض تلف افتاد ، فى الجمله علاء الدين كيقباد و صاحب شمس الدين لاكوشى و ديگر امراى روم محصور ماندند ، جماعتى كه در سلك خدمت او بودند تعبير زمان مىكردند . فى الجمله سيواس را محاصرت نمود و وضيع و شريف مدافعت و مقاومت عظيم نمودند و مدت يك ماه در محاربت بسر بردند ، چون خر در خلاب مانده بود و كبوتر در مضراب چندانكه منهى عقلش تلقين مىكرد « ترا اين كار برنايد » چون هوش استماع نداشت و بصر بصيرتش بدودهء خذلان بپوشيده قبول نكرد لاجرم چندانكه خواست كه اطراف آن خلل فراهم گيرد نتوانست و از ورطهء آن مدخل اذيت خروج نتوانست . القصه چون امراء روم را كرها لا طوعا اقامت و توقف در قشلاق واسط لازم شد و بىوجود سفينهء لشكر در درياء خطر خوض نمىتوانستند كردن و بىقدرت سيل حشر روى به آتش ضرر نمىيارستند آوردن ، چون صورت مراد در حجاب تغيير افتاد و مطلوب امانى در آن حيرت و پريشانى در پرده خيبت متوارى شد هريك بتدبير و تفكر منصبى مشغول شد و ساعات اوقات و ليالى در طلب آن صرف مىكردند لعل اللّه يحدث بعد ذلك امرا ، در طلب منصب التزام ما لا يطاق مىنمودند تا چون فتح الباب اسباب روم ميسر شود و به قوت لشكر سد آن ثلمهء باغى كنند هركسى منصب خود را آماده باشد .

ذكر مناصب دولت

مناصب كه تقرير فرمودند : اميرشاه بنيابت حضرت عليا و نيابت سلطنت روم كماكان منصوب شد ، شرف الدين عبد الرحمن تبريزى باستيفاء ممالك موسوم گشت ، و امارت پروانگى بر معين الدين محمد پروانه برقرار سابق مقرر داشتند ، و صاحب جمال الدين بوزارت منسوب گشت ، و هر يكى را يرليغ و پايزه على قدر مرتبته ارزانى داشتند ، اما از جملهء التزامات فاحش كه عهده نمودند يكى آن بود كه چون شرف الدين عثمان مستوفى را تمكين منصبى ندادند