تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
را در اصلاح جرايم اصحاب زلت طريق عفوست چه عفو متضمن ثبات دولتست ، و الحق در باب عفو بهتر از محمود وراق نظمى خوش‌مذاق كسى نرانده است . فى الجمله بواسطه عنايت ازلى و حمايت قتلغشاه خوف سلطان بر جا مبدل گشت و سلامت نفس از ان ورطه كرامتى بود كه وراى آن هيچ كرامتى ديگر تصور نتوان كرد و موهبتى كه در مقابلهء آن عطيتى بهتر از آن نتواند بود . القصه چون قتلغشاه عودت نمود سلطان را تا بندگى حضرت عليا استصحاب فرمود و چون صورت حال بعد طول المقال و كيفيت واقعه و تصور حادثهء او و متابعت اضطرارى بود نه اختيارى عرضه داشتند اگرچه عذر آن زلت در بندگى حضرت به محل قبول افتاد و صحيفهء عملش آدم‌وار برقم ( فنسى و لم نجد له عزما ) مرقوم گشت و تضرع او كه به زبان حال مىگفت مسلم داشتند و او را از همه تهمتى معاف گذاشتند ، اما اجازت انصراف بملك روم جايز نداشتند و در آن ابتدا در دار الملك همدان موقوف حبس امتحان ماند و از اركان دولت و اعيان سلطنت كه همه عمر در سايهء حشمت او آسايش و آرامش يافته بودند ، مددى و مؤانستى نيافت و بىمذاكره و انيس و مسافر و جليس و خدم و حواشى و عدم نقود و مراشى تن در زخم نيش روزگار داده بود تا چه پيش آورد ، عرضهء حوادث زمان چه باشد ، مدت بضع سنين باندك راتبى كه تعيين كرده بودند بىحشمت و تمكين بسر برد ، چون تخم احسان در زمين شورهء روميان نااهل بىوفا انداخته بود و اصطناع نه در محل خود نموده بوقت ثمرهء وفا و مخالصت بار نداد ، جمله را در وقت كامرانى اسباب شادمانى ازو بود چون دولت از وى اعراض كرد جمله را از اعراض نفسانى نواهض عزمات خدمت و ملازمت فتور يافت و از قصور همت حق نعمت ضايع گذاشتند . القصه آمديم باحوال مجير الدين اميرشاه ، او درين حالت بحسن تدبير و رأى صايب از بالتو اعراض كرد و با اتباع و اشياع خود بيرون جست و از آن ميانه كرانه گرفت و بجانب اردو روانه شد ، در آن مسافت دور و دراز هيچ منزلى نبود كه در آن آفتى روى ننمود و در آن منازل و مسالك ديرباز هيچ ساعتى بىمخافتى نبود ، در هر كامى و در هر فرسنگى خرسنگى پيش مىآمد يكدم نمىآسود ، در هيچ مكان زمانى نمىغنود و شب همه شب كه فلك در سرمه سايى مىبود تا بوقت سحر سرمه سهر در بصر مىكشيد ، مراحل جبال در ديده چون خيال مىگذشت و دو منزل در ديدهء وهم يكى متصور بود ، متحير از گردش روزگار متردد از حوادث عالم غدار و اميدوار كه ، مگر ز غيب درى كردكار بگشايد ، خود در اثناء اين حالت آمد غم ديگر كه منم سربازى ، آوازهء تغيير و تبديل مناصب در افواه افتاد . القصه در اين سال صاحب ديوانى بر جمال الدين دسكردانى مقرر شد .

تبديل مناصب در مملكت روم

مناصب روم برين جمله مقرر گردانيدند : معين الدين محمد بك پيروانكى منصوب شد
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 458 | محمد جواد مشكور