گردانيديم . بخيالى كه شير در خانهء خود صيد نكند و شمشير در نيام خود زخم نزند زمام اختيار به دست اقتدار كردگار جل ذكره باز داديم . حاصل الحال بعد طول المقال چون در خدمت مجير الدين اميرشاه سعادت وصول باردو ميسر گشت باصناف عواطف و انواع عوارف اختصاص يافت و هر مطلوبى كه مأمول بود از حجاب انتظار روى نمود .
وزارت صاحب فخر الدين قزوينى و امارت مجير الدين اميرشاه
القصه وزارت و امارت روم بنام فخر الدين قزوينى و مجير الدين اميرشاه مقرر گشت .
و حكم يرليغ بنفاد پيوست ، و چنان كه مراد ايشان بود احكام صادر شد . و هر مقصد كه در قالب آرزو داشتند محصل و منظم گشت و هر دو با حصول مقاصد و شمول مرام اسباب انتعاش معاش مهيا گردانيده و با تشريفات پايزه و دورباش استظهار ايشان را ارزانى داشته بولايت روم توجه نمودند . صاحب قزوينى را بكنيت ( نظام الملك ) خطاب كردند و او باعتمادى كه در توفير اموال بر لوح ضمير بىتحقيق نقش كرده بود و بتخيل تكثير وجوهى كه بىتصديق در خاطر داشت التزامات محال نمود ، در مقررات اموال در عهدهء لزومى كه ما لا يلزم بود تقبلات خطرناك كرد ، چون شروع نمود و بيشتر آن تعسير تمام داشت و او بجد و جهد ميخواست كه بار تكليف بر جان خلق نهد زبان طعن در وزارت او دراز كردند ، نميدانست كه هركه چون آتش بگستاخى سرفرازى كند چون آبش در نشيب اندازند . فى الجمله صاحب قزوينى خلقى بسيار و طائفهء بىشمار از تبريزى و همدانى و عراقى و اصفهانى و خشكانى و خراسانى و گرجى و الانى و مرندى و نخجوانى و تفليسى و ارانى استصحاب نمود و از ارباب قروض هم از آن طوايف بعضى را بحجابت بعضى را بنيابت خود منسوب و موسوم گردانيد ، منصب استيفاء ممالك بنام برادر خود جمال الدين و پروانكى بنام برادر ديگر مقرر كرد ، مجير الدين نائب السلطنه نيز با حواشى و خدم قديم خود و متعلقان پدرش كه آن شيوهء امارت از وى بررسته بودند بربسته و آن اسباب اميرانه موروث و مكتسب بود با او بمشاركت حكومت روم مصاحبت نمود ، در شهور سنه سبع و ثمانين و ستمايه در ماه ذى القعده بمحروسهء ارزن الروم وصول يافتند ، اگرچه صاحب قزوينى چون صفر ميان تهى كه بر رقم تقدم نمايد باسم وزارت بر امارت مجير الدين اميرشاه تقدم مينمود ، اما به نسبت امارت و نيابت اصلى حل و عقد كلى و جزئى در تحت امر و نهى مجير الدين اميرشاه بود و چون خلق رغبت كلى بواسطهء حسن خلق بدرگاه او مينمودند نسبت قزوينى باشكوه جاه او از ثرى تا به ثريا و از ارض تا سماء تفاوت داشت .
وفات صاحب فخر الدين على
آن وزير والامرتبه كه در مضمار كرام عمرى دراز مركب كامرانى دوانيده بود و قصب - السبق از وزراء عالم ربوده ، در اين مدت بنواحى آقشهر بود و با وجود آوازهء فخر الدين قزوينى