تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
دريافت و بنوازش و عوارف پادشاهانه مخصوص گشت و باستظهار مواعد خسروانه آنجا مترصد واردات غيبت اقامت نمود تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون . القصه مجير الدين محمد بن المعتز بروم آمد و حكم يرليغها و پايزها در سنه تسع و سبعين و ستمايه از حضرت پادشاه جهان آباقا با تشريفات ملوكانه احياء منصب پدر نمود و اينجوهاء روم و مقاطعات اموال ممالك كه جهت خزانهء خاص حضرت اعلى مقرر بود و مال بالش جمله در تصرف گرفت ، و الحق مملكت را بوجود امارت او رونقى كامل ظاهر شد و ارباب دولت و اركان سلطنت را بمعاضدت و مظاهرت او قرار و استقرار تمام روى نمود و جاه و مكانت جمله بيفزود . ( ص 81 - 134 )

ابتداء سلطنت سلطان غياث الدين مسعود

و اما ابتداء سلطنت سلطان غياث الدين مسعود چنان بود كه بعد از مدتى مديد كه در اردوى احمد بود ، ملك روم را چنان كه پادشاه هولاكو ايجن بر سلطان عز الدين و سلطان ركن الدين بمناصفه مقرر فرموده بود ، همچنان بمناصفه بر سلطان مسعود و غياث الدين كيخسرو و پسر سلطان ركن الدين مقرر داشت ، غياث الدين كيخسرو از غرور جوانى در اردو اقامت ننموده و رنجيده متردد بازگشت و در ارزنجان اقامت نمود ، سلطان مسعود به حكم يرليغ اجازت يافته عودت كرد و بروم آمد ، مجير الدين محمد بن معتز درين حالت استقبال سلطان مسعود نمود تا بنواحى ارزنجان ، سلطان مسعود باضافت منصب پدرش كه داشت نيابت سلطنت به دو تفويض فرمود و بر موجب منشور كه بتوقيع پيوست در حضرت عليا عرضه داشته حكم يرليغ نيز نفاذ يافت . صاحب فخر الدين على كماكان وزير بود و مكانت و منزلت عظيم داشت و در ما بين او و سلطان و مجير الدين عهد و ميثاقى رفت ، بدان سبب تقويت سلطان نمودند و مجير الدين اميرشاه بتعجيل عزم اردو كرد و حكم يرليغ بنام سلطان مسعود آورد لا غير . سلطان غياث الدين كيخسرو چندانكه در ارزنجان كوشش نمود مؤثر نشد حكمى كه از مركز نصاب خود انحراف پذيرد دير بصواب انجامد و استقرار آن متعذر افتد و خشتى كه از قالب بدرافتد دشوار با قالب افتد . زمام تدبير بنى آدم چون در قبضهء تقدير است بىدلالت تقدير چه فايده دهد . چون كوكب سعادتش به نظر نحوس از برج شرف راجع گشت ناچار مأيوس ماند . فى الجمله در آن مدت كه در ارزنجان متوطن بود اكابر دولت باتفاق سلطان مسعود نقش‌ها پرداختند و نيرنگها آميختند و چوى از وى در توهم بودند در قصد او مبالغت نمودند و حكم نيز از حضرت عليا حاصل كردند و در حالتى كه عارضهء بوجود او راه يافته بود و در كشاكش و جل بود در دار و گير مسببان اجل افتاد و امان ندادند كه به حكم عارضهء نفس خود درگذرد ، اميرى بىباك فرستادند و كيد و مكر با آن عارضه يار كردند تا بدان مكر فنا بساحت فناء او راه يافت و
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 439 | محمد جواد مشكور