تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و بمرحلهء دار البقاء عقبى پيوست ، منهيان اجل آيت قضى نحبه بر ورق عرش نگاشتند و در آن مرض درگذشت و فرس عمر و دولت و جهان از آن جهان فضايل خالى ماند رحمة اللّه تعالى . تاج الدين المعتز بن طاهر در موكب رايات عاليه تا بارزنجان مشايعت نمود ، بعد فراغت از تقدمه و ملتمسات پادشاه و امرا و ترتيب ما يحتاج لشكر در ارزنجان مرضى كه در ذات او حادث شد تا ديگر حوادث دست درهم داد در آن مرض دولت او نيز در سرآمد و آفتاب حشمتش بداغ زوال موسوم شد و دور روزگار ناپايدار رقم مضى لسبيله بر صحيفهء عمر او نيز كشيد و مسند امارت از آن منبع راحت و احسان خالى ماند و آن عقد دولت منظوم شده بانفصام پيوست ، و كفاة و صدور و دهاة جهان از نعمت او نيز محروم ماندند و او نيز از دار الغرور فنا بدار القرار بقا رخت رحلت بربست و على احسن الحال بجوار حق پيوست . فى الجمله و التفصيل چون مصالح و قواعد روم بتغيير و تبديل خواست پيوستن اول قضاء آسمانى بركات علما و مشايخ كه قدم علم و عبادت در دين راسخ داشتند بسبب وفات ايشان مرتفع گردانيد و رقم ( البركة مع اكابر كم ) از صحيفه اسلام محو كرد ، بعد از آن بنوايب و نوازل پرداخت و از ابتداء سنه اثنين و سبعين و ستمايه اول حوادث اجل روى بدان بزرگان دين و ارباب صدق و يقين آورد و چون جمله جليس و انيس پروانه بودند پيش از واقعهء او جمله يكان‌يكان درگذشتند ، چنان كه چون نازلهء خروج لشكر شام شد از صبح صفاء ايشان اثرى نمانده بود . و نيز سلطان - العارفين مولانا جلال الدين محمد بن البلخى قدس اللّه سره العزيز كه قطب زمان و يگانهء جهان بود از دار فنا بعالم بقا پيوست بآرزوى تمام چنان كه التماس كرده است بدعاى مجيب كه : يا ربى صلحى بكن ميان من و محواى ودود ، بجوار رحمت ايزدى پيوست ، و شيخ الاسلام نمازش را گزارده در حال مرضى واقع شده در زير بغل شيخ درآمده بزاويه بردند ، بعد از هشت ماه شيخ نيز تغمد اللّه بغفرانه درگذشت چنان كه ذكر مىرود . شيخ المعظم شيخ صدر الدين محمد شيخ الاسلام كه سيد انام بود و زبده و قدوهء مشايخ و مقتداء علماء ايام و نعمان ثانى دوران و در فنون علم حديث و رموز كنوز حقايق و دقايق اعجوبه زمان ، و او را در احكام ديوانى سلاطين خليفة العرب و العجم خطاب مىكردندى ، مولدش در سنه خمس و ستمايه بود و وفاتش در سنه ثلاث و سبعين و ستمايه . چون آفتاب افادت او بر فلك ارشاد منكسف شد ديدهء استفادت علما و مشايخ جهان كه بوجود او منور بود تيره شد ، چهرهء روزگار بى - حضور او خيره ماند و آن جمله علما و مشايخ و افاضل و اكابر كه روى بمجلس درس او نهاده بودند جمله متفرق شدند . قاضى سراج الدين ارموى كه عالم علم بود و بحر فضايل و خورشيد آسمان شريعت و مركز محيط حقيقت و طريقت و در معقول و منقول قصب السبق از علماء عالم ربوده ، افاضل جهان كه از اطراف و اكناف بر سبيل استفادت روى بمجلس افادت او آورده بودند از دار الملك