ايشان به زحمت باشند و از مزار اكابر تربت مولانا جلال الدين بن بهاء الدين قدس سره آنجاست » .
ابن بطوطه نيز مزار ملاى روم را نام برده و عمارت عالى و فراوانى آب قونيه را به ديدهء تحسين نگريسته است . وى از باغهاى آنجا و زردآلوهاى موسوم به قمر الدين كه به شام صادر مىشد سخن مىگويد و كوچههاى وسيع و بازارهاى پرمتاع آن را كه هركدام براى صنف مخصوصى معين شده بود ، وصف مىنمايد . ابن بىبى در تاريخ سلجوقيان سه دروازهء قونيه را به اين شرح نام برده : دروازهء اسب بازار . دروازهء چاشنىگير و دروازهء پل احمد . قلعهء قرهحصار قونيه به فاصلهء كمى در شرق قونيه بود و حمد اللّه مستوفى گويد بهرامشاه آن را ساخته است . آن طرف قونيه هراقله « 1 » است كه بعدها اراكليه خوانده شد و در جهاننما مكرر نام آن ذكر گرديده است .
در شمال قونيه لاذق سوخته « 2 » قرار دارد كه ابن بىبى آن را به نام قريهء لاذق نام مىبرد تا با ديگر شهرهايى كه لاذقيه نام دارند اشتباه نشود . جهاننما لاذق سوخته را يورگان لاذق ذكر كرده و لادقيهء قرمان نيز ناميده مىشود .
در قسمت شمالى ايالت قرمان ، انقره (
Ancyra
يونانى ) واقع است . اين اسم را مؤلفين قديم عرب انقره و مؤلفين اخير ايرانى و ترك انگوريه گفتهاند . حمد اللّه مستوفى گويد « هوايش به سردى مايل است و حاصلش غله و ميوه و پنبه باشد . شهرت تاريخى آنقره به سبب آن است كه در آنجا در سال 804 هجرى امير تيمور در جنگ خونينى بر سلطان عثمانى بايزيد ايلدرم غالب شد و او را اسير كرد . قوشحصار يا كوچحصار در كنارهء شرقى درياچهء بزرگ نمك واقع است و حمد اللّه مستوفى گويد « شهرى است وسط » . نام اين شهر در جهاننما نيز آمده است . به فاصلهء كمى در مشرق ساحل جنوبى درياچهء نمك ، آقسرا ( قصر سفيد ) كه به دستور سلطان قلج ارسلان دوم در سال 566 هجرى ساخته شده واقع گرديده است و حمد اللّه مستوفى گويد « جاى عظيم خوب بوده و مرتفع و حاصلش غله و ميوه و انگور فراوان خوب باشد » .
از آقسرا سه نهر مىگذشت و باغستانى بسيار عالى داشت و در محوطهء آن موستانهاى بسيار بود و اهالى آن شهر در قرن هشتم هجرى ( چهاردهم ميلادى ) از پشم گوسفندان خود قاليهاى گرانبها كه عمدهء آن به شام و مصر و عراق حمل مىشد مىبافتند . ابن بطوطه گويد كه در زمان او آقسرا تابع سلطان عراق بوده است .
در حدود پنجاه ميلى شرق آقسرا ملنقوبيه ( ملكوبيه ) « 3 » واقع است كه حمد اللّه مستوفى در قرن هشتم ( چهاردهم ميلادى ) آن را جاى مهمى شمرده است . در شمال ملنقوبيه ، قريهحصار ديگرى است كه مستوفى آن را جزء ولايت نگده شمرده است و در مشرق آن ايضا دولو ( كه در جهاننما « دوهلو » ذكر گرديده است ) واقع شده و ان ، چنان كه سابقا گفتيم ، در پاى كوه
هامش
( 1 ) -Heraclea( 2 ) -Loodicea Conbusta( 3 ) -Malacopia