تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
علائيه و آنطاليه بىنقصان به تحصيل كمتر محصلى يا به مجرد مثالى كه در صحبت قادهء از قواد درگاه ميفرستادند ، بىمنع و دفع چون مقررى بود معين ميرسيد . و آيين سلطنت خصوصا محفل بامداد روز جمعه چنان كه از عهد سلطان ملكشاه و سلاطين سلجوق رسمى معتاد بود برقرار ميداشتند و الوان طعام شاهانه در اوقات بامداد جمعه مرتب بود ، علماء عصر در محافل مسائل شرعى بحث ميفرمودند و رجحان هركسى از فاضل و مفضول ظاهر مىشد تا بر قدر استحقاق و استعداد هر فاضل منصبى از مناصب دينى مقرر ميگردانيدند ، خصوصا منصب قضا كه از آن مشكلتر و نازكتر و بزرگتر در امور دين عالىتر مهمى نيست ، و در آن زمان شيخ الاسلام شيخ صدر الدين محمد بود عالمى كامل مكمل بود ، بر جوامع علوم اطلاع يافته خصوصا در علم حديث كه در مشارق و مغارب در آن فن مشار اليه بود و از آن سبب كه پدر او مجد الدين اسحق از اصحاب شيخ صاحب كشف ربانى محى الدين محمد العربى الطائى الاندلسى بود ، و او از طفوليت در چنان حضرت متبرك تربيت و نشو يافته ، در علوم دقايق و حقايق صاحب كشفى بود كه آن علم ذوقياب بر او ختم شد و غير ازو كسى بر آن غوامض محيط نشد . قضاة ممالك : قاضى سراج الدين محمود الارموى در قونيه ، و قاضى امين الدين تبريزى در آقسرا ، و قاضى جلال الدين در قيصريه ، و قاضى عز الدين در سيواس ، و سعد الدين و بدر الدين قزوينى در توقات و نكيسار ، و تاج الدين خويى در قراحصار ، و قاضى حسام الدين قاضى العساكر كه جمله مجتهد بودند و در فنون علوم و غوامض دقايق و قواعد شرعى بدرجه و منزلتى رسيدند كه عرش در مقابلهء آن كمتر از كرسى نمودى و زمرهء قضاة متبطل كه اكنون در ممالك بدان منصب موسوم‌اند چون ايشان مايده سالار علوم دينى بودند ، اين بىخبران و بىهنران كاسه‌شوى مطبخ ايشان را لايق نه‌بودندى ، در مقابلهء كشف ايشان بكفش‌دارى شايسته نديدندى . و اصحاب طريقت زمرهء اهل صفا و مشايخ سجادهء معلاء اهل دلان بودند مثل شيخ سعيد فرغانى و عراقى و حميد و ديگر شيوخ كه در پرتوى صفاء باطن ايشان آفتاب لمعهء بودى و از اطراف جهان بآوازهء شيخ الاسلام صدر الدين مجتمع شده بودند كه اين طائفهء زراق كه درين زمان دم تصوف ميزنند ، در مقابلهء آن اكابر طريقت چون صخرهء صما بودى ، در موازنهء لعل بدخشان ، اگر ذكر اهل تدريس و فضايل ايشان كرده آيد بتطويل انجامد على الخصوص عاشق ربانى و جذبهء سبحانى قطب الزمان مولانا جلال الدين محمد البلخى را كه در آن زمان قرين بود ، چه شرح رود آوازه و دبدبهء صيت سخنان او با قطار عالم شايع بوده رضوان اللّه عليهم اجمعين . و اصحاب انشاء اهل فضل و قلم بودند ، مثل زين العابدين و حسام الدين و كمال الدين و حميد الدين و اثير الدين منجم كه چون قلم مشكبار بر بياض كافور كردار كاغذ روان كردندى ، صد هزار نتيجه گوهر از هر رقمى بظهور پيوستى در هيچ عهدى در ديوان رسائل مثل آن افاضل و اكارم دست از آستين كتابت بيرون نكرده‌اند و نه بدان حسن عبارت صاحب قلمى در هيچ زمانى نكتهء در هيچ رسالتى رانده ، مدتى