تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
ممالك سرور مقتداء اشراف و صدور زمان و قاضى لشكر را كه در فنون علوم متبحر بود و در انواع فضايل مقتداء علماء زمان ، جمله در معرض غضب و سخط سلطان افتادند و روزگار غدار رقم خزى و ادبار بر صحيفهء اعمار ايشان كشيد و هر يكى بتيغ آبداركاس زهرآلود بركشيدند و از عرصهء وجود قدم در راه عدم نهادند و در هواى منصب سر بر باد فنا دادند . فى الجمله از مردم صاحب درون صادق القول استماع افتاد كه متواتر چندين شب بر ترب ايشان نورديدند كه كله بسته بود و زين الحاج را ديدند كه در روضهء نزه سراپردهء عالى زده بود و او را با جامهاء فاخر و لباس ملوكانه باعزاز تمام در آن مقام درآوردند ، ازو سئوال كردند كه چون عصيان و طغيان تو ظاهر شده بود بچه واسطه آن منزلت مكانت يافتى ، گفت كه بدان سبب كه اهانت كه بر من كردند و بدان سيلى كه عوام زدند خداى تعالى بر من رحمت كرد . مناصب كه در آن حالت بامرا و اكابر تفويض فرمودند . تاج الدين معتز كه برأى رزين و حزم متين مقتداء اكابر دولت بود و در تدبير ممالك و تحصيل مال روم مرتبهء وزارت داشت و از حضرت عليا احكام يرليغها بنام او صادر شده و تحصيل مال بالش و قروض سلاطين و شمس الدين بابا به دو حوالت فرموده بودند و او عرضه داشت كه شمس الدين بابا را از متروكات چيزى نمانده است حكم يرليغ صادر شده بود كه قسطمونيه اقطاع او بوده است و بر موجب صواب‌ديد او آقسرا و دولو را بعبرهء متوجهات قسطمونيه در وجه مال بالش نهادند و به دو تفويض كردند و سبب آنكه وزيرپيشه بود و پدرش قاضى مجير الدين در حضرت سلطان جلال الدين خوارزمشاه مرتبت وزارت داشت و از آنجا به خدمت سلطان علاء الدين كيقباد برسالت آمده بود ، چون بعلوهمم و ثبات كردم موصوف و مبعوث بود در مهمات و مصالح ممالك با ديگر اركان دولت مشاركت و مساهمت يافت . منصب استيفا بنام مجد الدين محمد بن الحسين كه بعيون فضايل و رسوم كتابت و سياقت عديم المثل بود و بخصايل حميده وجود و كرم و مقصد فضلاء و عباد بود و بانواع هنر قرينهء صاحب عباد از تحويل نجيب الدين مقرر گردانيدند . اشراف ممالك بنام جلال الدين محمود بن امير الحاج كه مقتداء كفاة پيشواى دهاة زمان بود و واسطهء عقد كرم و در دائرهء معالى مركز بر كارها ، اشراف ممالك بوى ارزانى داشتند . امارت بكلربكى بر شرف الدين مسعود ابن الخطير كه سپهدار كبير و در شهامت و شجاعت بىنظير بود مقرر گشت ، نكيده و ولايت آن از معظمات امارت بود باقطاع او تعلق گرفت . امارت ولايت اوج بر فرزندان صاحب فخر الدين على و هما تاج الدين و حسين و نصرة الدين كه بحسن صورت سريرت و لطف سيرت آراسته بودند به حكم امارت مفوض فرمودند ، كوتاهيه و صندوقلو و غرغروم و آقشهر بخاصهء ايشان معين گشت . بامارت ملك السواحل بهاء الدين كه امير نامدار بود به دو تعلق گرفت ، نيابت سلطنت بر امين الدين ميكائيل چنان كه ذكر رفته است كما كان مقرر
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 413 | محمد جواد مشكور