تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
بر ولايات نصب كرد تا در سدثلمه كه بملك راه يافته بود مبالغت نمودند و كافهء رعايا و مهرع جان آرام و سكون يافتند . ( ص 34 - 46 )

ذكر عزيمت هر دو سلطان به خدمت هولاكو

سلطان عز الدين پس از عودت پادشاه از بغداد بجانب عراق در سنه سبع و خمس و ستمايه از قونيه عزم خدمت پادشاه هولاكو كرد و صاحب فخر الدين على را از منزلت اميردادى بنيابت سلطنت مقرر كرد حل و عقد امور ممالك به دو تفويض فرمود و در خدمت سلطان با ديگر اركان و اعوان حضرت سلطنت با خزانهء بسيار و تجمل بىشمار از دار الملك قونيه روانه شد و در شهور سنهء سبع و خمسين و ستمايه در ديار عراق به حضرت پادشاه پيوست و بدان سبب كه خاندان آل سلجوق و دودمان قديم آن سلطنت رتبت عالىمقدم سلطان را اعزاز و اكرام نمود و در مجلس بر جملهء امراء تومان تقديم و تفوق مسلم داشت و سلطنت روم بر وى مقرر گردانيد و حكم يرليغ نفاد يافت ، در آن حال سلطان ركن الدين با معين الدين پروانه از راهى ديگر وصول يافتند و او نيز هم از حضرت پادشاه اعزاز و اكرام يافت و معين الدين پروانه در طلب سلطنت مقدمات آغاز نهاد و از تقريرات حال كه در حضور هر دو برادر عرضه داشت يكى اين بود كه در شريعت مسلمانى حكم بر آنجملست كه چون شخصى وفات يابد متروكات او بر فرزندان بمناصفه قسمت كنند . اكنون ملك روم كه از سلطان غياث الدين باز ماند نصيب يك پسر نيست پسرى ديگر به ارث حصه دارد ، اگر پادشاه عدل را كار بندد و ملك روم را به هر دو برادر مناصفه مقرر دارد حكمى باشد بر وفق شريعت مسلمانى متضمن مصالح بسيار سبب آنكه چون ملك در تصرف يك سلطان باشد بىشريك و معارض در تقديم خدمات و ترتيب مال اهمال نمايد ، اما چون هر دو متصدى امور مملكت باشند در توقع اعلاء مكانت و ترفع منزلت و تقرب نمودن به حضرت پادشاه علىرغم همديگر بخدمات پسنديده قيام نمايند و بضدها تبين الاشياء و هم همت هر يكى بسر عمارت ملك جانب خود مصروفتر باشد و از حالات وقوف و اطلاع سبب تردد سفراء سلاطين پادشاه حضرت را بيشتر باشد ، بيت :
دو هم‌ميدان بتك بهتر گرايند * دو بلبل بر گلى خوشتر سرايند
پادشاه را اين نوع تقرير پسنديده آمد و يرليغهاء ماقبل را باطل كردند و احكام بنام هر دو برادر به حكم سلطنت بمناصفه حدود يافت بقرار آنكه سلطان عز الدين از حدود قيصريه تا ساحل انطاليه در تصرف خويش گيرد و قونيه را دار الملك سرير خود سازد ، و ولايت دانشمنديه از سيواس تا ساحل سينوب و ساميسون در تصرف سلطان ركن الدين باشد و توقات مقر سرير او باشد ، بعد از آن هر دو برادر در آن حالت جهت ما يحتاج خاصه و ما لابد خدم و حواشى بعد از صرف نقود و اجناس خزانهء خود از خزانهء پادشاه بالشهاء زر و نقره قرض
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 411 | محمد جواد مشكور