تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
كردند و بيشتر در مصالح روم بتقبلات امراى تومان و خواص حضرت به مصرف رسانيدند و مال روم برين جمله كه ذكر مىرود مقاطعه كردند كه سال بسال برسانند . ( ص 60 - 62 )

نشستن سلطان ركن الدين قلج ارسلان بر تخت قونيه

القصه سلطان ركن الدين در آن سال در دار الملك بر تخت سلطنت نشست و پنج نوبت پادشاهانه زدند و فرامين مژدهء فتح و جلوس سلطان به اطراف ممالك در صحبت مردم كار ديده كه بچنان مهم موسوم بودند ارسال گردانيدند و بعد از آن لشكر مغول و مسلمان در موكب رايات سلطنت بولايت اوج درآمدند و تا حدود و تخوم ديار استنبول ولايات را از اتراك متغلب و خوارج متعدى و متمرد پاك گردانيد و محمد بك كه سپهدار بزرگ او بود و الياس بك و سالور بك و سائر امراى فتنه‌جوى ترك جمله گرفتار شدند و معين الدين پروانه بحسن تدبير ولايات را در قبضهء تسخير آورد و در انطاليه و علائيه كوتوالان امين نصب فرمودند و بعد تقديم مصالح اوج و تسخير اتراك بدار الملك قونيه معاودت نمودند . حوادث روزگار كه در آن سال و زمان واقع گشت آن بود كه از طرف ارمناك امراء اتراك ناپاك و هم‌قرامان و زين الحاج و بونسوز خروج كردند و با بيست هزار سوار جوشن‌ور به حكم هوادارى سلطان عز الدين بر محاربت سلطان بر سر قونيه آمدند و چون لشكر مغول بمقام ييلاق متفرق شده رفته بودند فرصت يافتند و سوداء فتح قونيه در دماغ كردند ، معين - الدين پروانه با لشكر سلطان آنچه حاضر بودند پذيرهء ايشان شدند در صحراء قلعهء كاوله اتفاق افتاد و امراء اتراك مقاومت عظيم نمودند و در ما بين هر دو لشكر در آن مقاتلت عظيم رفت و آخر الامر اتراك منهزم شدند ( سيهزم الجمع و يولون الدبر ) نصيب حال ايشان شد و اگرچه لشكر سلطان اندك بود و مظنهء آن نبود كه دفع نايرهء فتنه و آشوب بدان مقدار لشكر ميسر گردد ، اما بتقدير رب العالمين و امداد ملائكهء مسومين لشكر سلطان مظفر و منصور گشتند و اهل بغى و عدوان مغلوب و منكوب شدند و امراء اتراك زين الحاج و بنسوز در قيد خزى و خسار گرفتار آمدند و در سلك زمرهء اسار افتادند . زين الحاج و بنسوز را در بازارهاء قونيه جهت اهانت و تعذيب طواف دادند و عوام خلق هجوم مىكردند و بسيلى گردنشان نيلى ميكردند ، بعد چند روز جمله را بر دروازهء قلعهء باطن قونيه بر دار كردند و از برج سراى قونيه امراء مصلوب را هدف تير كردند و فتح‌نامهء آن حادثهء صعب را كه به سهولت مبدل شد در صحبت قصاد امين ببشارت فرامين بجوانب ولايات ارسال گردانيدند و بر ديباچهء فتح‌نامها نقش كردند . نكبت اكابر دولت كه در آن سال بتهمت آن واقعه حادث شد و چنان شد و چنان نمودند كه خروج اتراك بواسطهء دعوت و تحريض اينجماعت بود بىآنكه مكتوبى از ايشان يافت شود ، نجيب الدين مستوفى را كه صدرى بود بديانت و ورع موسوم و موصوف و كمال كفايت و سياقت در امور استيفا يگانهء زمان و قوام الدين اشهر بن الحميد را كه سرآمد اكابر جهان بود و در اشراف
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 412 | محمد جواد مشكور