تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
خيرات او بر صفحات روزگار در اطراف جهان روشن‌تر از تاب آفتاب است .

سلطان غياث الدين كيخسرو

پسرش بعد از او بر تخت نشست و از لشكر مغول در كوسه‌طاغ شكسته شد و هشت سال پادشاهى كرد ، بعد از او سلطنت بفرزندان او منتقل شد ، چنان كه بعد از اين در اصل چهارم ياد كرده آيد . انشاء اللّه تعالى . ( ص 27 - 33 )

فى الدواوين

بعد از حمد آفريدگار ذو الجلال كه عالم الاحوال است و قاسم الآجال و فاعل مختار كه فعل او را دافع نيست و قابل اعمال و مبدع اشكال كه در ملكش شريك و منازع نيست درود و صلوات بر سيد المرسلين و خلاصهء آفرينش كه هادى طريقت شريعت است و حقائق دين محمد مصطفى خاتم النبيين صلى اللّه عليه و على آله و اصحابه رضوان اللّه عليهم اجمعين . چنين گويد منشى اين مقالات و منهى اين رسالات كه مىخواستم كه از ورود حالات و صدور حادثات كه در ايام مباشرت اشغال ديوانى و شهور و اعوام تقلد اعمال سلطانى مشاهده رفته است ، چون نامه از هر نوعى سرى آشكارا كنم و از تقلب روزگار و تغير ادوار و اطوار اقدار چون خامه سرگذشتى گويم و از تأثيرات ملك غدار و حوادث روزگار كه در عنفوان شباب كه دور چرخ بر مدت عمرم شتاب مىنمود ، و از هر نوع تكليف كه واقع بود تأليفى پردازم و در تقديم و تأخير و تعريف و تنكير آن از هر جمعى و تفرقهء مجموعهء سازم ، چون شروع در اصول آن حالات و خوض در فروع و فصول آن مقالات در احصاء حصات بيابان و حباب قطرات باران توغل نمودن بود و تقريرات آن جمله محاضرات و تحويلات آن مخاطرات و تسويلات آن مناظرات تطويلى بىنهايت داشت ، عجالة الوقت را از هر حادثه حديثى و از تتمهء هر كلمه شمهء و از هر نكبتى نكتهء و از هر سورتى آيتى و از هر نكايتى سعايتى ايراد كرده آمد و در اطناب از اقاويل مختلف اجتناب نمود و بر ديده مشاهده كرده خويش اقتصار كرد چه هجوم آن حوادث و غموم آن كوارث بغايتى رسيده بود و بنهايتى انجاميده كه هر يكى اندكى شرح حال آمد ، اكنون غرض از تقرير اين كلمات و تحرير اين مقالات آنست كه هم گوينده و هم نويسنده را بر فوات عمر و تضييع اوقات خويش در اعوام ماضى تحسرى صورت بندد و در ايام شهور مستقبل تنبهى و تندمى حاصل آيد و مطالعه‌كننده و شنونده را اعتبارى و تيقظى روى نمايد چه ذكر قرون امم ماضيه در كلام مجيد بدين سبب است كه امت از ان نازلات عبرت گيرند .