تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مىبود تا خبر آوردند كه ملك دانشمند رنجور شد جمعيت ساخت و ابلستان و زبطره باستيلا بگرفت و قصد ملطيه كرد ، چون دانشمند صحت يافت عزم محاربت قلج ارسلان كرد ، قلج ارسلان چون از آمدن دانشمند واقف شد دانست كه مقاومت نتواند كردن و دانشمند جمعيت عظيم دارد مراجعت كرد باز ارميانوس ملك الروم بعد از مدتى مديد جمعيت عظيم كرد و بجانب كنكرى و انكوريه بيرون آمد و در آن حالت آن دو شهر مسلمانان داشتند هر يكى را ملكى بود از نسل آلب ارسلان ، ارميانوس آن هر دو شهر را بحصار گرفت چنان كه كار بر مسلمانان تنگ شد و بملوك اطراف باستعانت قصاد روانه كردند ، ملوك جوانب روى به خدمت قلج ارسلان آوردند و نزد او جمع آمدند و از آنجا قصد كفار كردند تا لشكر اسلام رسيدن ارميانوس كنكرى گرفته بود و قتل و غارت بسيار كرده ، چون لشكر اسلام مصاف دادند قلج ارسلان ظفر يافت و كفار منهزم شدند ، قلج ارسلان كنكرى بگرفت و عزم انكوريه كرد و انكوريه نيز مسخر كرد و از آنجا بقونيه رفت و قونيه را مستخلص گردانيد و بر تخت سلطنت نشست ، درين هنگام سلاطين سلجوق در عراق ضعيف شده بودند چنان كه پيش ازين ذكر رفته است و ميان برادران اختلاف واقع شده و خلفا از ايشان در رنج بودند ، خليفه نزد قلج ارسلان رسول فرستاد كه اگر تواند احتياط روم كردن و بعد از آن ببغداد آمدن معاونت نموده آيد و سلطنت عجم بر وى مقرر داريم ، قلج ارسلان بهوس پادشاهى عجم جمعيت كرده عزم بغداد كرد و پسر خود مسعود را وليعهد كرد و دار الملك قونيه به دو سپرد و روان شد ، جاولى سعاور كه از اركان دولت سلاطين عجم بود و در آن زمان حل عقد آن مملكت به حكم او ، از آمدن قلج ارسلان وقوف يافت با لشكر دياربكر و اكراد بجنگ او رفت و نزد امراء او تهديد فرستاد و بعضى را بمواعيد فريفته كرد ، امرا از سطوت و تكبر سلطان دودل شده بودند غدر نمودند و او را در رودخانهء خابور فرصت يافتند غرق كردند و بميافارقين مدفونست روح اللّه رمسه .

السلطان مسعود بن قلج ارسلان بن سليمانشاه

چون خبر وفات پدرش قلج ارسلان به دو رسيد بعد از آنكه تعزيهء پدر بداشت بر تخت سلطنت نشست و از دار الخلافة جهت او تشريف و لوا آوردند و الحق پادشاه عاقل و مقبل بود ، هر روز مملكت او زيادت ميشد و با ملك ياغى بسان پسر دانشمند محبت و مودت آغاز كرد و در ميان ايشان وصلت شد ، چون او بجوار حق پيوست پسرش بسلطنت بر تخت نشست .

السلطان عز الدين قلج ارسلان بن مسعود

بعد از پدر چهل سال پادشاهى كرد و او را يازده پسر بود هريك سزاوار پادشاهى ، چون ركن الدين سليمانشاه ، ناصر الدين بر كيارق ، قطب الدين ملكشاه ، نور الدين محمود ،