بيشهء رزم عدو را روز هيجا شيروار * اوفتاده در ميان كيخسرو با داد باد
شهريارى كاستانش را بوند از منقبت * سرنهاده گردنان كيخسرو با داد باد
پيش هر شاهى و از هر عهد و قولى تا ابد * سرخرو چون ارغوان كيخسرو با داد باد
شهريار و كامران فرمانده و سلطاننشان * در زمين و آسمان كيخسرو با داد باد
شد عقيم اين آشيان سلطنت باز اى خداى * فرخاقبال آشيان كيخسرو با داد باد
در هزيمتهاى دشمن از پس او روز رزم * همچو اژدرها دمان كيخسرو با داد باد
باد بستان جهان ز انصاف شه آباد و پس * با طرب در بوستان كيخسرو با داد باد
مادحانش را كز اطراف ممالك مىرسند * مايهبخش بحر و كان كيخسرو با داد باد
وين رهى را كز دو ماهه راه مداح آمدست * بر سر او زرفشان كيخسرو با داد باد
هر شكستى كين ضعيف از جور دونان بردوديد * جبر آن را در ضمان كيخسرو با داد باد
مرحبا گو جاى ده انعام كن بر اين ضعيف * سيم بخش و ميزبان كيخسرو با داد باد
يا ربش دنيا بدادى همچنين اندر بهشت * همنشين با حوريان كيخسرو با داد باد
( انتهى )
* * *