عز و جل نصرت بر زيادت دارد و تمامى بلاد كفر و قلعهاء ايشان در ضبط و قبض خداوند عالم كيخسرو جوانبخت آرد و روان پيغمبر ما محمد مصطفى عليه افضل الصلوات و التحيات بدين بشارت آسايشها يافت و در حضرت كبريا از ملك تعالى و تقدس امداد فتح و ظفر و نصرت پادشاه ميخواهد تا جملهء جهان بستاند و پادشاهى به دو بماند ، ليفون لعين خود چه سگست آن خصم خود كيست و او خود چيست شمشير شاه بچنان خود دست نيالايد و مبالات ننمايد مصراع :
« پاى پيلانه بر مگس نزنند » ، رايات منصور كيخسرو دوم غياث الدنيا و الدين باقصاى بلاد ترك و خطا و ختن بخواهد رسيد و آن بلاد ببندگان خواهد بخشيد ، شعر :
ملكى كى سزاى رايت تست * خود در حرم ولايت تست
و آنچ آن تو نيست نيز اقصاش * انگار كز آن تست خوش باش
ملك تعالى تا فلك را جنبش و انقلابست و زمين را آرام از فتنه و اضطراب رايات دولت پادشاه را هر روز افراشتهتر دارد و چشم بد ازين دولت بدور باد و رسيدن اين كتاب بدان حضرت خجسته و مبارك گرداناد و بنده را نيز دريافت مثول در خدمت روزى كناد بمحمد و آله ، قصيده :
تا بود دور جهان كيخسرو با داد باد * پادشاه انس و جان كيخسرو با داد باد
سرور گيتى غياث الدين و دولت شهريار * ملكگير و كامران كيخسرو با داد باد
باجگير از دشمنان و تاجبخش دوستان * در جهان تا جاودان كيخسرو با داد باد
عدل فرما داد ده كشورگشاى اقليمبخش * بر رعيت مهربان كيخسرو با داد باد
در ممالكهاى هفت اقليم و بر شاهان عصر * سرور و صاحب قران كيخسرو با داد باد
ملك هفت اقليم بستد تاج و تخت آمد به كف * شاد و برخوردار از آن كيخسرو با داد باد
تخت اقبالش بروم و خطبهء مدحش بچين * بر ممالك قهرمان كيخسرو با داد باد
هر كجا شاهيست تا فغفور و خاقانشاه چين * از همه رشوتستان كيخسرو با داد باد
تا زمين باشد فلك گردد شب و روز آورد * در زمان فرمانروان كيخسرو با داد باد
باغ عالم را كز انواع رياحين گلشنست * ميوهچين ز آن گلستان كيخسرو با داد باد
تا طبايع را اثر باشد بود منحوس و سعد * با سعادت همعنان كيخسرو با داد باد
بىغم از اطراف عالم شادمان بر تخت ملك * از حوادث در امان كيخسرو با داد باد
پادشاه روم و روس و ترك و چين و مصر و شام * تا حد هندوستان كيخسرو با داد باد
ملكت از دشمن بتيغ استان و آنگاهى بكلك * بخش كن بر دوستان كيخسرو با داد باد
هفت چرخ و كوكبش با گوى خاك و جوهرش * امر ده بر اين و آن كيخسرو با داد باد
خلق را تا جاودان و خويشتن بر تخت ملك * غم زداى و شادمان كيخسرو با داد باد
شير با شمشير و كوه پاىبرجا در مصاف * اين معما را بيان كيخسرو با داد باد
اعور دجال ظاهر شد درين طوفان غم * مهدى آخر زمان كيخسرو با داد باد