تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بعضى را بطاعت آورد باز بقونيه آمد بمراد دل بر تخت خود قرار كرد .

سلطنت بر تخت قونيه بىمانع و مدعى شد

امير معين الدين برأى و تدبير جماعت اتراك اولاد قرامان را كه ولايت از ايشان در زحمت بود بطاعت آورد هر يكى را بمنصبى مقرر كرد و مشغول كرد چنان كه هيچ شرير نماند . در زمان پروانه چنان شد كه گرگ و ميش بهم آب ميخوردند و بهم مىچريدند ، و صحبت او با علما بود عوام در غايت امن بود . مغل همچو انگشترى بود در دستش گردان و شهر سينوب را با صاحب جانيك ستده بود لشكر بسوى سينوب كرده بيك هفته فتح كرد از ولايت جانيك دوانزده پاره قلعه ستد خراب كرد زيرا جاى آن نبود كه سلطان قرار كند صاحب جانيك را بخراج بريد . سلطان ركن الدين در تخت خود آسوده ميبود آخر صاحب‌غرضان بسلطان گفتند كه مال او مىخورد همين نام و زحمت تو ميكشى چنان شد كه كار ايشان به يرغو و داورى انجاميد

حديث صاحب فخر الدين خواجه على

مردى بود از خدمتكاران آل سلجوق قريب پنجاه سال منصب گوناگون يافته بود . آخر نايب سلطان عز الدين شده بود . چون شمس الدين بابا از طرف باتو رسيد ملك روم ميان عز الدين و ركن الدين مناصفه شده بود وزارت طرفين او داشت . چون شمس الدين بابا نماند وزارت سلطان عز الدين به صاحب فخر الدين رسيد بارها برسالت نزد منكو خان و باتو خان كرده بر مغل اعتبارى عظيم داشت ، و فرزندان مقبل حاصل كرد چون سلطان عز الدين رفت وزارت ركن الدين با او عايد شد ، چون دشمنى ميان معين الدين و سلطان ركن الدين واقع شد صاحب فخر الدين با سلطان ركن الدين در قونيه بود ، و صاحب فخر الدين سلطان ركن - الدين را ستد باقسرا برد در ميان يرغو آنجا شهيد شد . روز چهارشنبه بيست و دوم ماه جمادى - الاخر سنهء اربع و ستين و ستمايه بيست و ششم اين ماه مرقدش را بقونيه آوردند .

جلوس سلطان غياث الدين بن ركن الدين قلج ارسلان

چون غياث الدين بر تخت گذشت از اول ماه رجب سنه اربع و ستين و ستمايه تا اول خمس و ستين و ستمايه يكسال روم آسوده بود بعد از پانزدهم ماه صفر سنه خمس و سبعين و ستمايه فتنه و آشوب گوناگون از شريران و مفسدان واقع شد خصوصا در شهر قونيه از حد گذشته بود . از فروگرفتن جانهاى بزرگان و كشته‌شدن بزرگان و اميران . چون اول سنه خمس و سبعين درآمد واقعه اولاد خطير الدين و شوريدن ولايت روم واقع شد كه شرف الدين پسر خطير و سنان الدين ارسلان طغمش و تاج الدين گيو با لشكر روم