تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
لشكر گرد كرد عزم حلب كرد ، آوازهء اين سياست شنيده بودند بر دل شاميان هيبت افتاده نتوانستند مقاومت كردن به شهر سپردند ، آن ولايت مسخر خود كرد بمراد دل عزم قونيه كرد . در سنه خمس ( احدى ) عشر و ستمايه در قونيه بيمار شد اميران را خواند گفت هرچند ملك ابراهيم بزرگ است و ليكن علاء الدين كيقباد صاحب شوكت است ، روز دوشنبه بيست هفتم رجب از دنيا نقل كرد . امير سنان الدين در حال عزم سيواس كرد روز آدينه دهم ماه شعبان قوام الدين اميرداد علاء الدين كيقباد را در سيواس بر تخت گذرانيدند . امير سنان الدين سنقر را سوباشى لشكر خود كرد قوام الدين عظيم خدمت كرده بود او را باز اميرداد كرد . در نوزدهم ماه ذى الحجه روز سه‌شنبه در سنه خمس عشر و ستمايه در قونيه بر تخت نشست . سيف الدين چاشنىگير و زين الدين بشاره اميران بزرگ بودند هيچ سلطان را به عين خود نمىآوردند ، ايشان فرصت ميطلبيدند و سلطان بهانه مىجست گفت براى من شهرى بنياد كنيد ايشان ناچار مطيع شدند .

سلطنت سلطان علاء الدين و بنياد كردن شهر قونيه را

صد و چهل امير به عهده خود گرفتند كه صد و چهل برج بنياد كردند . چون در ثمان عشر و ستمايه شهر قونيه تمام شد مالهاى ايشان خرج شد ايشان كينه در دل گرفتند سلطان لشكر كشيد سواحل را فتح كرد هفت پاره قلعه از سواحل ستد ، قلعه كنطالور از كيرواردا ستد . فرمود اميران را كه بنياد شهرى كردند به مقدار باروى قونيه برج كشيدند از سر او كوشك چندانى غارت كرد كه به وصف نكند . باقى مالهاى ايشان آنجا خرج شد چون تمام شد نام خود را بر آن شهر نهاد . هنگام بهار چون بييلاق آمد هوس عمارت سيواس كرد آن اميران عاجز گشتند اتفاق كردند به قصد سلطان ، بيست و چهار امير از ميان ايشان يكى سلطان را آگاه كرد . سلطان همه را در قيصريه قتل كرد . اين واقعه شب دوشنبه چهارم جمادى الاولى سنه عشرين و ستمايه بود و باقى اميران را معزول كرد . امارت ايشان بغلامان خود داد . و در روم امن و رفاهيت ظاهر شد هيچ كس نماند كه بدرويشان ظلم كند زحمت دهد . بعد از سه سال به سلطان از ملك قلعهء ليفيون شكايت كردند . سلطان لشكر برد قلعهء ليفيون فتح كرد آن ولايت را مسخر كرد بآقسنقر ثيابى داد ، زمستان در آن ولايت بود اول بار لشكر بجانب كخته و جمشكزك برد فتح كرد بغلام خود آيبه جاندار داد از آنجا بكدوك رفت فتح كرد تمامت ولايتش را فتح كرد بچاولى ذواق داد . از آنجا لشكر كشيد بايمد درآمد ولايت ايمد و خاخو و ديگر قلعها را فتح كرد از آنجا لشكر بگرجستان برد ارغو ملك گرجستان را شكست چهار پاره شهر ايشان را ستد . جلال الدين خوارزمشاه كه حكايت او را پيش از اين گفته بوديم با لشكر گران آمد شكسته شد پسران جلال الدين خوارزمشاه بعد از يكسال لشكر آورده مقابل شدند سلطان را نيز شكست . سلطان بسيواس