تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥

پادشاهى قلج ارسلان بن مسعود در سنهء خمسين و خمسمايه

در اول سلطنت اقسرا را بنياد كرد و كاروان‌سراها و بازارها عمارت كرد . ملك ذو النون در قيصريه ظلم آغاز كرده از حد گذرانيد بخمر مشغول بود ، لشكر برد در سنهء ستين و خمسمايه قيصريه را از ملك ذو النون فتح كرد . تمامت قلاع آن ولايت را مسخر كرد اميران ولايت دانشمند بطاعت آمدند . از اميران خود بدان ولايت حاكمان گماشت . در سنهء اثنين و سبعين و خمسمايه خبر آوردند كه ملك روم كرمانول قصد ولايت اسلام كرد . لشكرى دارد كه يك روزه راه مسافت لشكر گاهست ، هفتاد هزار پياده تبردار كه در هر منزلى خندق مىبرند مقدار ده ميل راه بفراغت ميآيد . بقونيه آمد خبر بقيصريه بسلطان آمد هزار و هفتصد سوار گزين كرد . در اول شب طبل باز زد بر كفار حمله كرد تا روز شدن كافران شكسته شدند ، سلطان پيش لشكر گرفت ، كرمانول بيچاره بطريق ميغال را بشفاعت نزد سلطان فرستاد امان خواست ، صد هزار [ دينار ] سرخ و صد هزار درم نقره از اسبان و جوقا و غيره خراج به گردن گرفت بولايت خود رفت روز سه‌شنبه سنه ثلث و سبعين و خمسمايه روى بملطيه نهاد ، از باباپسر ذو القرنين عاجز شده بودند هنوز بولايت درنيامده بود كه ملطيه را سپردند بسلطان . بملطيه درآمد در دياربكر ارتقيان خطبه بنام او كردند و صاحب ايمد « 1 » ابن نيسان بدستبوس آمد و صاحب ارزن الروم و ارزنجان مطيع شد فى الجمله اطراف عالم مسخر شد . بعد از سى و نه سال از سلطانى خود پسرش ملك قطب الدين را وليعهد كرده بقونيه فرستاد روز يكشنبه هفدهم ماه رمضان سنهء خمس و ثمانين و خمسمايه بقونيه درآمد بر تخت نشست . بعد از هفت ماه لشكر فرنگ آمد قونيه را در ميان گرفت و سرايها و باغها ساخته بسلطان خبر رفت . چون آمد از پشته نگاه كرد از انبوهى ايشان متوهم شد . چون ديد كه عظيم خرابى كرده‌اند دل سلطان براى مسلمانى بسوخت . هفتم ماه محرم سنه ست بهزار مرد جريده شبيخون كرد تا بامداد قتل كرد بامداد لشكر سلطان رسيد . صلوات آورده ، بر فرنگان حمله كرد . سلطان با هزار مرد بر قلب ملك فرنگان حمله كرد بيك ساعت تارومار كردند . ملك فرنگ روى گردانيد چندانى قتل كردند كه به وصف نگنجد ، گويند چهل هزار غير از اسير بقتل رفت . دو جا بر فرق يهلوش ملك فرنگان را سلطان زخم زد باز جهان عمارت شده از مال فرنگان غنى شدند . بعد از دو سال ابن عوارض در شهر اركليه بسلطان زهر رسانيد . دوشنبه بيستم شعبان سنه ثمان « 2 » و ثمانين و خمسمايه مرقدش را بقونيه آوردند سى و نه سال و هفت ماه و ده روز پادشاهى كرد .

جلوس سلطان غياث الدين كيخسرو قلج ارسلان

روز پنجشنبه اول ماه رمضان پسرش غياث الدين را بر تخت گذرانيدند . سلطان
هامش
( 1 ) - كذا فى الاصل ظاهرا همان شهر آمد است ( 2 ) - در اصل : ست و ثمانين
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 345 | محمد جواد مشكور