تاريخ آل سلجوق در آناطولى
( نقل از نسخهء يگانه پاريس كه از طرف فريدون نافذ اوزلوق عكسبردارى شده است )
حديث سلاطين روم كه از فرزندان اسرائيل بن سلجوق [ بودند ]
چون سلطان ملكشاه بن البارسلان بر تخت نشست دورهء خلافت مستظهر بود . صاحب شام سيف الدوله صدقة بن مزيد بر دست سلطان هلاك شد ميان واسط ، و بعد از آن وقت روز آدينه نوزدهم رجب سنهء احدى و اربعمايه بود ، سلطان البارسلان شام را با پسر عم خود سليمانشاه بن قتلمش داده بود ، شام و دياربكر در حكم او كرد . امراى شام اتفاق كرده قصد او كردند . چون سليمانشاه واقف شد با ايشان مصاف كرد ، پنجهزار مرد كشته شد ، خبر به البارسلان رسيد بشام درآمد بسيارى از ايشان هلاك كرد سوگند داده باقى را ساكن كرد .
باز پنهانى شاميان خيرگى آغاز كردند . سليمانشاه از انبوهى لشكر و اتفاق اميران شام احتياط نتوانست قرار كردن ، قصد غزاى روم كرد . سعادت باستقبال آمد و دولت روى نمود ، تركمنان خراسان روى با او نهادند اول بر سر انطاقيه آمد نتوانست فتح كردن ، گذشت . بروم درآمد اول قونيه را ستد از مارطا و كوستا و قلعهء كواله را از رومانوس ماكوى ستد . فى الجمله باندك روزگار قلعههاى محكم را كه در آن ناحيت گرفت باسلام آورد .
گنجهاى پادشاهان روم را به زخم شمشير ستد ، هيبت بر دل كافران افتاد از كونيه تا بدرشهر ايزنيك بمردانگى ستد هيچ لشكر برابر او نتوانست ايستادن ، خراج از شهرهاى كفار بقونيه آوردند و سركشان روم پيش سراپرده او روى بر خاك نهادند . چون روم مسخر شد قصد غزاى انطاكيه [ كرد ] . كافران دربندها را بستند سليمانشاه فرمود كه اسبان را باز گونه نعل كردند . كافران جاسوس فرستادند در جاى لشكر اثر نديدند الا ديدند كه از ناحيت انطاقيه لشكرى بيرون آمده است . شاد شدند گفتند ترسيد بازگشت ، سليمانشاه لشكر را از فرات بىكشتى چنان گذرانيد كه يك كس خسارت نشد . آن دم ديگر دربندها را گذشته بر سر انطاقيه شد كافران بعجب ماندند . گفتند مگر از آسمان فرود آمده باشد چارناچار شهر را سپردند . از آنجا حازم و حمى را ستد . چون بر در حلب فرود آمد اميران شام بطاعت آمدند ،