تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و راه‌زنى آغاز كرد و از پيادگى بسوارى رسيد و بعد از آن چون سلطان عزّ الدين از مملكت جدا شد و هر دو شطر مملكت در تصرّف سلطان ركن الدين آمد قرامان را بآمال در دام طاعت كشيد و امارت داد و او را اسباب حاصل شد بسبب استغنا سوداهاء فاسد در دماغ او و برادرش بونسوز «
a
» راه يافت و هرگاه هرچند در قيد طاعت بودند به حكم الحرفة لا تنسى قطع طريق مىكردند و سلطان ركن الدين در غضب مىرفت و ميخواست كه ايشان را سياستى و زجرى تقديم فرمايد اما بسبب آنك خانه در ولايت ارمن داشتند و از عصيان ايشان متوقّى بود چيزى نمىفرمود چون قرامان وفات يافت و برادرش بونسوز «
a
» كه امير جاندار سلطان ركن الدين بود بملازمت عبوديّت بدرگاه حاضر شد سلطان او را حبس فرمود و اولاد قرامان را كه اطفال بودند بقلعهء كاوله فرستادند و بعد از وفات سلطان ايشان را بقلاع ممالك نقل و تحويل مىكردند بعد از مدّتى پروانه ايشان را از حبس اطلاق داد آن ماربچگان بمرور ايّام اژدها شدند و تخريب بلاد و تعذيب عباد بر دست گرفتند و حقد سلطان ركن الدين را در مخالفت فرزندش ظاهر مىكردند چون ميلان پسر خطير را بشاميان شنيدند به دو پيوستند آن جاهل سرلشكرى ارمنستان را از تحويل بدر الدين ابرهيم پسر قاضى ختنى بديشان داد و چون شرف را بخطّهء كدوك هلاك كردند و فتن و آشوب كم شد پروانه جهت تأديب اولاد قرامان فوجى از عساكر بارمنستان فرستاد
هامش
ad'Ohsson III , 491 suiv . Ongsouz .. بونسوز ؟ ؟ ؟P
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 322 | محمد جواد مشكور