تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
و موكّلان بر پروانه گماشت چنانك بىايشان توقّف و تخلّف نمىيارست نمودن چون بآلاطاغ رسيدند ايلچيان كه بشام رفته بودند از پيش فندقدارى بازگشته بودند و نامها را كه پروانه بمرور ايّام باغرا و اخراج برو ارسال كرده بود و از بحر و بر فرستاده آورده و پيامها بليغ زهرآلود در حسم مادهء حيوة پروانه تبليغ كردند و پيش از آن خود هر روز خواتين و اولاد تودون و توقو در قصد پروانه مبالغها مىكردند و پرسش قتل سلطان ركن الدين اگرچه در توقّف مىافتاد اما ركن اعظم بود و بسبب مصلحتى طريق يمهل و لا يهمل مىسپردند چون نامها و پيامهاء فندقدار ديگر رسيد مجال اهمال و امهال نماند بگناه اعتراف آورد و بياسا رسانيدند

ذكر محاسن اوصاف معين الدين پروانه تغمّده الله [ برحمته ] « * »

امير نامدار معين الدين سليمان بن على الديلمى در رزانت و درايت و كفايت طود اشمّ و بحر خضمّ بود همواره خلوات او با علما و اتقيا و زهّاد و عباد بودى و وظايف صلات او در جملهء ممالك از هر روزنى بر هر يتيمى و بيوه‌زنى چون آفتاب تابان و چون فيض بحار بىپايان بودى اگرچه واقعهء سلطان ركن الدين را به دو نسبت مىكنند اما خداء عالم عالم است كه مادهء آن كيد و نشاء آن شر جز سرشت زشت و جبلّت رذيلت دو زنيم لئيم پسران خطير زنجانى «
a
» جانى و كفران نعمت ايشان نبود بر براءت بنيادى پروانه از آن جنس جن و انس بر موجب
وَ ما
هامش
a.sicزنجانى ؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 684