تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
و بسبب صعوبت دربندها آن لشكر از مدافعت ايشان قاصر آمدند بلك بسياران اسير و دستگير شدند و آن خوارج را شوكت زيادت شد و چون سال آينده فندقدار را بر لشكر تاتار اتّفاق استيلا افتاد و آن آوازه بسمع نايب السلطنة امين الدين ميكائيل و اولاد صاحب كه بلارنده جهت دفع خوارج رفته بودند رسيد جهت احتياط دار الملك بقونيه آمدند و به حكم آنك سلطان و صاحب در بندگى موكب ملازم بودند و احوال ايشان معلوم نبود اولاد صاحب از قونيه عزم قراحصار دوله كرده و امير نايب و بهاء الدين ملك ساحل كه از متعلّقان قونيه بود در قونيه بماندند چون اتراك ارمناك و اولاد قرامان قونيه را خالى ديدند تركمانان را از ولايت بغارت دعوت كردند محمّد بك كه سرور ايشان بود و بفرهنگ و ثبات در حساب آمده روزى با بعضى از جلساء خود بطريق تمنّى مىگفت كچون از فندقدار كار بر نيامد اگر ما را سلطان سلجوقى در دست مىافتاد ابد الزمان كس با ما برنمىآيد اگر بملك روم رسول فرستيم و از فرزندان سلطان عزّ الدين كه نزد او بنوا و بىنوا مانده‌اند التماس كنيم و او اجابت كند يقين است كه كار ما در اوج عظمت از ذروهء افلاك بگذرد در آن ايّام شخصى جمرى طريقت حرفوش پيشه پيوسته در قبايل تركان گشتى و خود را بپسرى سلطان عزّ الدين نسبت كردى شخصى كه آن سخن از محمّد بك شنيده بود و جمرى را مىشناخت روزى او را در راه ديد گرفت و نزد محمّد بك برد كه اينك پسر سلطان عزّ الدين است تقى لقبى سيواسى كه از سغداق گريخته بود گواهى داد كه ملك پسر