تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
سلطان عزّ الدين است و لقب و نام غياث الدين سياوش است و در آن طرف تعليم خط بر من كرد چون اين شهادت از تقى شقى شنيدند باور داشتند و بر سلطنت او بيعت كردند و لباس پلاس او را بزربفت و نسيج تبديل كردند و با تركمانان چارق‌پوش عزم قونيه كردند چون بصحراء فيلوباد رسيدند بر نايب رسول فرستادند كه پسر سلطان عزّ الدين با ماست و بر صحّت نسب او ثقات گواهى دادند مىبايد كه هرچه زودتر عزم دستبوس كند و اگر شكّى دارد از خواجه‌سرايان قديم كسى بفرستد تا حال اين ملك را از سر بصيرت تفحّص كند و اگر دروغ باشد در نفى او هيچ توقّف نرود چنانك قصّاد پيشتر مىآمدند نايب التفات كمتر مىفرمود بل‌كه بقتل و كبل ايشان مثال داد چون پسران قرامان نايب را بر انكار ثابت يافتند با لشكرى انبوه قصد شهر كردند امين الدين با آن‌قدر لشكر كه در شهر بودند در مقابل جمرى و محمّد بك رفت و چون طاقت مقاومت نداشتند منهزم در شهر آمدند و تركمانان بكنار خندق رسيدند و بر دروازهء اسپ بازار و چاشنىگير آتش زدند و جمعى از رنود با ايشان متّفق شدند بدونى «
a
» و هيمه مدد كردند چون در شهر سوخته شد تركمانان در شهر ريختند چون نايب را از آن جرأت آگاهى دادند جهت دفع سوار شد و بدروازه رسيد در را سوخته و كار از تدارك گذشته فرار لازم شمرد و دستار را برسم تحت الحنك در سر پيچيد و بهر طرف مىتاخت و جهت توهيم اتراك
هامش
a. به دو ؟ ؟ ؟Ainsi P ou peut - etre