بيت «
a
»
امروز كرم كن اى كرم را پر و بال * كز نيستيم شدست مردار حلال
فردا كه ز اخترم نكو گردد حال * گوهر ز كفّ تو برنگيرم بسفال « 1 »
چون ارمن اين دوبيتى مطالعه كرد به هيچ حال گرد مروّت نگشت و اناء سخاء او ترشّح نكرد و بر شحّ خويش مستمرّ ماند سلطان طغرل از فرط غضب اين دوبيتى بر زبان راند بيت
اى دل بهواء ارمن ار من باشم * خالى نكنم ز ارزن ارزن « b » باشم
وى چرخ اگر بحيله بيرون نكنم * گاو تو ز خرمن تو خرمن باشم « 2 »
و نام شاه ارمن بواسطهء آن بخل در جهان سمر گشت در چنين هنگام رعايت جانب ولىّ نعمت كردن از لوازم مروّت باشد اگر درين باب نزد من مكتوبى فرستاده بودى همانا كه هرچه در ملك من است بذل رفتى صاحب از پروانه چون رخصت يافت جواب نامه با چند تا جامه و مشربهء زرّين پانصد مثقال و ديگر طرائف به دو فرستاد بعد از مدّتى اضداد ميان پروانه و صاحب بسعايت آغاز كردند و پروانه بر حبس و تذليل و قيد و تنكيل صاحب انهاض كردند اما از قبل امير تاج الدين حسين
هامش
aM . Horn m'apprend que ces vers se trouvent aussi ( Teheran a . H . 1295 ) I ,مجمع الفصحاchez Riz - quli khan. حالau lieu deفالp . 37 avec la var .bSelon Riza - quli. از تو حزن زنKhan ; P porte :( 1 ) - الاوامر العلائيه ص 653
( 2 ) - ص 653