تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
مشغول شد و لشكر مغل در سلاح رفته بودند و پيرامن سلطان از دور درآمده چون بسراپرده آمد مغلان را دعوت فرمود و خوان نهادند و برگرفتند و ساقيان شراب دردادند در خرگاهى كه نشسته بودند سلطان را از انبوهى و گرمى ملالت آمد نيمچه را بجامدار داد كاردى چند آونگان ديدند به حكم مطالعه يگان يگان از غلاف بركشيدند و با او در عتاب شروع كردند كه دى قرار رفته بود كه ساعيان پروانه را بما تسليم كنى نكردى عذرها مىآورد و قبول نمىكردند در اثناء مقاولات زهر در قدح او آغشتند چون دركشيد بعد زمانى تغيّر تمام در مزاج كريمش ظاهر شد و چون سم در اعماق عروق و اضطراب بر روح غالب گشته برسم اراقت بيرون آمد و اسپ خواست و سوار گشته سوى شهر روان شد در پى رسيدند و باز گردانيدند بعد زمانى امراء مغل با پروانه بدرآمدند ضيا و شرف پسران خطير با مغلى چند بماندند و در خرگاه فروانداختند ويلمه «
a
» بركشيدند و آن چنان سلطانى را در لكد گرفتند هرچند فغان و فرياد مىكرد اثر رقّت و رحمت نمىديد عاقبت بزه كمان جان او را بجنان فرستادند و چون از اماتت فراغت يافتند مغلان بقشلاق رفتند و بزرگان بتعجيل تمام بقونيه آمدند

ذكر سلطنت غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان « * »

چون اركان دولت بمحروسهء قونيه رسيدند سلطان غياث الدين را كه دو ساله و نيم از پدر يتيم مانده بود بر تخت سلطنت
هامش
aويلالاLecture douteuse , P porte* الاوامر العلائيه ص 650
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 303 | محمد جواد مشكور