تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
استشارتى مىكرد پسر خطير شرف مسعود كه از احاد منشيان او بود گفت اگر اين امنيت ميسّر گردد خداوند سرلشكرى نكيده را ببنده ارزانى فرمايد پروانه برسم تفاءل تقبّل فرمود بدان اميد در عرض مخترعات تهم كه بر سلطان عزّ الدين مى بستند درايستاد و چند بار آمد و شد كرد تا اليجاق را بر قصد قونيه و قيد سلطان عزّ الدين از خدمت «
a
» اجازت شد و چون سلطان عزّ الدين بىگناه از بيم هيبت پادشاه غربت اختيار كرد و باز بلشكرى پناه جست سرلشكرى نكيده را بر موجب وعدهء سابق بپسر خطير تقرير كردند و رتبت او در آن اجتبا از ثرى بثريّا و از سمك بسماك پيوست و چون سالى چند برآمد وعاء وسع و اناء قدرت او از تحمّل دولت و ثروت عاجز مىآمد و چون رتبتى به غير موضع و پايهء بيرون استحقاق و موقع بود پاى از پايهء خود فراتر نهاد و اقوال و افعال او مناسب اصل و نسب وام واب مىآمد اعيان اطراف از امارت او استنكاف نمودند و مستعديان و متشكّيان غصّها قصّها بر تواتر رفع مى كردند هرچند در ازالت آن عدوان از درگاه سلطان فرمان صادر مىشد انقياد نمىنمود و طريق تفرّد و تمرّد مىسپرد سلطان جهت خاطر پروانه چيزى نمىگفت شبى سلطان در خلوت با حريفان كه جمله متعلّقان پروانه بودند فرمود كه نكيده را از شرف مىبايد گشود و در وقتى بطريق ندامت ملكيّت سينوب گفته باشد كه هرگز خدمتكارى از شهريارى شهرى بخشش
هامش
aCp . p . 290 note b .. ؟ ؟ ؟P porte au - dessus de ia ligne