تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
ساختند و لشكر مغل بهر طرف مىتاختند على بهادر بسفريحصار جمعيّت انبوه داشت و ميخواست كه بر لشكر مغل شبيخون آرد در شب راه كم كرد بامداد يزك لشكر مغل با او مقابل شدند و بلشكر بزرگ خبر كردند و جنگى عظيم درپيوستند عاقبت على بهادر روى بگريز نهاد و به طرف اوج افتاد و سلطان عزّ الدين از صلاح كار مايوس شد و در كدرغها كه معدّ داشته بود نشست و با اطفال و عيال باستنبول نزد فاسليوس رفت ملك الروم در تعظيم او مبالغها كرد و همه روز بعيش مشغول بودند و على بهادر نيز از اوج با شرذمه از حواشى خويش در استنبول بسلطان پيوست و فاسليوس او را بنواخت و چند كرّت اعادى فاسليوس را منهزم كردانيد و پهلوانيها باظهار رسانيد و بدان واسطه خلعهاء گران‌بها پوشيد جماعتى كه دماغ بوسيدهء ايشان طاقت راحت نداشت شبى در اثناء تقدّح به حضرت سلطنت گفتند كچون سلطان از ملك قديم محروم ماند و اينجا حشم را جمعيّتى و انبوهى را به حمد الله حاصلست اگر فاسليوس را در سيران از ميان برداشته‌اند و پادشاهى اين مملكت به حضرت سلطنت عايد گردد چه باشد كركديد «
a
» كه شرابسلار سلطان بود به حكم العرق دسّاس اين معنى را به گوش فاسليوس رسانيد بهادر اغرلو امير آخر و على بهادر را ببهانه بخانهء خود خواند و مقيّد كرد و بر در سلطان و والدهء او موكّلان فرستاد آنگه سلطان را با قرابات بقلعهء بازداشت و امير آخر را مسمول و على بهادر را مقتول كردانيد و اتباع سلطان
هامش
aetكركديدSelon al - Aini. كبركديتOghuzname p . 10 etaient oncles d'Izz al - din ( freies de sa mere ) .كرخيا