تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
وعظ بغيره در آن مكيده بر خبث عقيدهء بو بكر پروانه و نصرت ديوانه واقف شد و بسبب آنك زن و فرزند و خويش پيوند نداشت هميشه از غدر و مكر ايشان در قونيه هراسان مىبود روزى راز را با شمس الدين بابا طغرائى در ميان نهاد و با او بوجه تدبير آينهء زنگار خوردهء فكرت را بمصقل رايت او تنويرى مىجست طغرائى جواب داد كه اگر صاحب اعظم فرمايد مثالى از جناب وزارت باستدعاء شرف الدين محمود سرلشكر ارزنجان ارسال رود و منشور ملك الامراء روم بنام او مرقوم گردد و فرستاده آيد و چون حضور او بدرگاه ميسّر شود و بانواع اصطناع حضرت وزارت دربارهء او متواتر گردد احيانا بتعريض و كنايت «
a
» از پروانه و اميرداد شكايت بايد كرد و مترصّد شد تا در آن باب چه جواب دهد اگر پاسخ او مطابق مصلحت و ارادت بندگان صاحب افتد اين معنى با او شايد گفت و مخرج و مخلص بدين طريق ازو توان يافت صاحب را اين راى موافق نمود فى الحال مثالى متضمّن الطاف متجاوز الاوصاف در قلم آورد و بر دست سابق اولاقجى در خفا به دو فرستاد در حال كه نامه را مطالعه كرد اسارير مسرّتش لامع گشت و با جمعيّت تمام و لشكر بسيار روى به خدمت شهريار آورد چون صاحب و ساير اركان خبر قدوم او شنيدند استقبال واجب ديدند و صاحب او را باصناف الطاف سغبهء احسان و بندهء مذعان كردانيد چون مدّتى برين حال بگذشت روزى در سيران صاحب بر زبان راند كه ما را راى چنان
هامش
a.( sic ). و كا ؟ ؟ ؟P